قهرمان ميرزا عين السلطنه
3212
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
امير اعظم يكشنبه 19 شوال المكرم 1328 - ميرزا حسين از شهر آمد . مىگفت امير اعظم در جنگ با رشيد السلطان و امير مفخم كشته شده . امير اسعد هم با جمعيت خودش به آنها ملحق شده . كاغذ افخم الدوله ششم ماه تاريخ داشت نوشته بود شهرت دارد امير اعظم مقتول شده ديگر اخباراتى نداشت . بچهها كاغذهاى مفصل پس از مدتها داده بودند . خيلى بامزه و خوب بود . عين الملوك ناخوش سختى شده بود . حالا كه شفا يافته نوشته بودند . من دلم براى آنها غش مىكند . هر قدر غذاى خوب درست مىكنند ديگر به من لذت نمىدهد . هروقت سر سبزه مىروم ياد آنها هستم ، سر ناهار و شام . عين الملوك يك تياترى بود كه نظير آن ديده نمىشود . صد عدد گردو براى چريدن گاو روزها كارم زياد است . كار سه ساله را بايد تصفيه كنم . اين عرض و دادهاى لغو اينجا را هم هرقدر طفره مىزنم ممكن نمىشود ، بازيابد متحمل شوم . باغها را گاو و گوسفند اهل آبادى خيلى اذيت كرد . اسمعيل جلودار كه آدم پرخور كمكارى است قرقچى قرار دادم و قانونى وضع شد از گاو صد عدد گردو ، از گوسفند پنجاه عدد بگيرد . چند روزى گردوى فراوان تحصيل كرد . امروز ديدم دنبال گاوى كرده پس از آنكه پنجاه دفعه دور باغات دويد دم گاو به دستش آمد . گاو زورآور شده او هم ميل نداشت صد دانه گردو را به سهولت صرفنظر كند . مدتها گاو او را توى نهرها ، بوتهها كشانيد و بقدرى مضحك بود كه تمام اهل آبادى به تماشا آمده بودند . قيمت سگ دختر كوچك حسن دو عدد مرغآبى ، چند عدد مرغ ، سه بز ، يك كته سگ [ آورد ] فعلا اسباب مشغوليات من است . اسم سگ را « البرز » گذاشتهام از كته سگهاى نامى است ، خيلى بزرگ و گيرنده مىشود . اين سگها در الموت قيمت دارند تا دانهاى يك خروار گندم . يك عرض و داد نگذشتنى الموت حكايت سگ است . عمله سى شاهى جمعهء گذشته اينجا مختصر بارانى آمد . ديشب زيادتر . تمام ييلاقات را برف زد و تا عصر برف بود . قلعه را تعمير مىكنم امروز كاهگلمالى بود . عمله نفرى سى شاهى بنا سه