قهرمان ميرزا عين السلطنه
3433
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قفقازى را ده نفر قزاق سفارت وارد قزوين كرده با ده نفر قزاق قونسلگرى به سمت روسيه بروند . سالار الدوله سالار الدوله وارد ايران شده جمع كثيرى اطرافش جمع شدهاند . مىگويند هفت هزار لكن در روزنامه زيادتر نوشته . باز در روزنامه نوشته است ما سالار الدوله را خوب مىشناسيم ، خوب بود شخص ديگرى را با خود يار مىكرد او ماليخوليا دارد و سفيه است . تجار همه تلگراف كردهاند مال التجاره به آذربايجان حمل نشود . هرجا رسيده توقيف شود . اخبارات زياد است حاجى على قلى خان آمده سمت فرنگستان رفت يازدهم ج 2 تاريخ است » [ پايان نامهء شيخ ] حكام قزوين من نمىدانم چند حاكم در يك سال بايد به قزوين بيايد . از روز خروج من از طهران اين حاكم ششم است . از عزل و نصب هريك زحمت من بيچاره دو مقابل مىشود . حالا بايد براى اين هم يك كتاب شاهنامه چيز بنويسم از به دو الى ختم وقايع چهار سالهء الموت . اينها را از كجا پيدا مىكنند . اين آدم يك جوان متمول گيلانى است ، گاهى مهماندار سفرا مىشود ، گاهى جنرال قنسول تفليس و بادكويه ، گاهى حاكم . يك مكتوب از آقاى عماد السلطنه به تاريخ 28 جمادى الثانيه و يكى دو سه كاغذ از بچهها داشتم . مال بچهها تمام شكايت بود از دورى من و بىپولى كه اولى را دروغ و ثانى را راست نوشته بودند . ما برحسب معمول عين دستخط آقا را درج مىكنيم . نامهء عماد السلطنه « فدايت شوم - صبح 26 جمادى الاولى پاكت مورخهء 21 سركار و الا رسيد كه خوب زود رسانده بودند . از سلامتى مزاج شريف خورسند شدم . پاكتهاى جوف را دادم رساندند . درخصوص عمل الموت و مطالب آنجا مدتى است بىاطلاعم و نمىدانم چه شده و تكليف چيست . آنچه مىدانستم سابقا نوشته بودم . علاوه بر آن چيزى نمىدانم . درخصوص حضرت و الا و فرمايشات كه فرموده و مىفرمايند البته حضرت و الا در امورات شخصى خودشان بصيرترند و در اين خطى كه سير مىفرمايند سواى اينها نتيجهاى ندارد و صرفنظر بفرمائيد از اينكه از رأى مستقيم خود و مشورتهاى كامران ميرزا نايب السلطنه انحراف نمايند . جوانى و پيرى ، مرده و زندهء كامران ميرزا براى ما جز