قهرمان ميرزا عين السلطنه
3422
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اجارهء گون عباس بيگى كه براى اجارهء گون آمده بود رفت و بعضى ييلاقات را معاينه كرد . مهدى همراهش رفته بود همه را گفته بود اينجا ملك من است ، اينجا خريدارى من است . ديشب كدخدا صفر و محمد حسين و دو سهتا رعيت آمدند كه حكما خودتان بيائيد ما ملكهاى مهدى را نشان بدهيم و گون را هم تماشا كنيد . آنوقت اجاره بدهيد ( و اين عباس بيك همه را مىگفت چهل تومان اجاره مىكنم ) . خواهى نخواهى ما را مصمم حركت امروز كردند . ملا عيسى را گفتم صبح زود برود در گچلات بره كشته تهيهء ناهار كند . خودم اسب سوار شدم اما نوكرها پياده از بالاى سراج محله سربالا شديم . تقى و حيدر قلى خان صبح خيلى زود رفته بودند مابقى همراه من بودند . كرمانشاهانى و مهدى هم طفره زده نيامدند . رفتيم تا كلهچال و ديجديجخانى . سه براران تا گچلات همه سربالا بود . كلهچال و گچلات گون بىحساب داشت . اما تا كلهچال گون آنقدرها نبود . در گچلات على برادر كربلائى حسن وركى طويله و لانه دارد كه تابستان زمستان آنجا منزوى و با گله خود هست ، معدن گچ است و اگر نزديك شهرى بود سالى مبلغها منافع داشت . آبش تلخ و بد است مگر چشمهء كوچكى كه بالاى آنجا دارد . ناهار « بزقرمه » خورديم با قارچ و پنير تازه . اما امسال علف خيلى كم است و تا الان روئيده نشده . باران هم نمىآيد و حكايت امسال به مراتب از پارسال بدتر خواهد شد . چاى هم آنجا خورده حركت كرديم . نوكرها جز محمد على همه از راه صبحى رفتند . بوهكوه - بوه ياگرز اما من با كدخدا و نوروز رغبت زوارك ، محمد على رفتيم براى بوكوه ، سربالاى زيادى بود . بوكوه را گردش كرديم هيچ علف سبز نبود . خيلى بلند است همهجايش برف داشت . علف « بوه » كه « گرز » هم مىگويند زياد دارد و به همان اسم محل است و اين علف بهترين علفها براى حشم است . معطر است و شير گوسفند پرروغن و معطر مىشود . ربعى دو تومان از ما اجاره مىكنند و از اين « بوه » بالاتر علفى نيست . رفتيم تا جائى كه « وناش » پيدا بود . بعد از آنجا همه را پياده آمده تا « نوسكه » . اينجا همگون بسيار بود و با آن اجاره كه از امانك و زنگولان پارسال در سيصد تومان كردند اينجاها بايد پانصد باشد . همهجا سرازير با كمال صعوبت آمديم تا سراج محله . آنجا سوار شده تا زوارك كه مسافت خيلى مختصرى است تمام شب را مثل مريض افتاديم . نوكرها قادر حركت ديگر نبودند . اما زمينهاى ارباب آقا مهدى يك تكه بدون علف و گون در كلهچال