قهرمان ميرزا عين السلطنه
3421
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قرض در مسئله اول كه استقراض باشد اشكالاتى فورى پس از رأى مجلس شورا پيشآمده كه « انجمن آذربايجان » به امضاء پانصد نفر از ملت تلگرافى به طهران و ساير ولايات مىكنند كه ما زير بار اين قرض نمىرويم و هركسى ايرانخواه است نبايد برود . وكلاى ما در موقع اخذ رأى آخرين حق دادن رأى ندارند بلكه از مجلس خارج شوند . اين تلگراف حالا در طهران و مجلس اهميتى به هم نرساند يا برساند در ولايات مؤثر واقع شده از اغلب جاها عدم رضايت خود را به موجب تلگراف اعلان مىنمايند . حتى مىنويسند ما خود را مديون اين قرض نمىدانيم . تلگراف حمالهاى انزلى اما مسئلهء دوم تلگراف حمالهاى انزلى با عبارات اديبانهء آنها و پرتست بر ضد انتخابات غيرمستقيم و غيرعمومى كه در شمارهء 35 سال « ايران نو » درج است همه را كفايت مىكند و البته خواهش حمالها و پرتست آنها را مجلس دار الشوراى ملى به سمع رضا و قبول اصغا مىكند و انتخابات را عمومى و مستقيم قرار مىدهد . قاتل صنيع الدوله قاتل مرحوم صنيع الدوله كه اسمش را اين دفعه « كوتادزه » گرجى مىنويسد تحت الحفظ به روسيه مىبردند با كندههاى آهنين . در آستارا خودش را توى دريا انداخته و غرق مىكند و به جهنم و اصل مىشود . الموت پنجشنبه سيم جمادى الثانيه - يك نفر رعيت پادار خوب دزدك سر خراب پرماليات ما داشت كدخدا فرهاد آن بيچاره هم از بالاى درخت به زمين افتاد و به جوار حق پيوست . سبز على هم كه در يارفى رعيتى مىكرد زنش دوقلو زائيد هردو دختر يكى از آنها به فاصلهء چند روز مرد . بعد ضعيفه ديوانه شد و آن هم مرد سبز على از عشق زن و فرزند مريض سختى شده با طفل رضيع آمده زوارك و بال گردن من شده . من گردنشكسته هم نمىدانستم دچار الموت مىشوم كه اقلا درس طب مختصرى خوانده و جعبه دواى صحيحى همراه آورده باشم .