قهرمان ميرزا عين السلطنه
3406
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
آورده بودند زير آن ورقه مرقوم داشتند من تبعهء روس هستم به سفارت خبر بدهيد و اين مسئله اسباب شد كه چند روز ما به اطراف پروتست بكنيم كه اين مطلب ربطى به اولاد ايشان ندارد . ما هرگز همچو خيالى نداشته از اسم روس و تبعيت آن دولت بيزار هستيم الى آخر . در هرصورت زندگانى غريبى است . بهار ممتد طولانى خوبى است كه يقين است درههاى الموت با آبهاى زياد خيلى بهتر معلوم مىكند . ما يك روز بيرونها بيشتر نرفتيم . متصل گرفتار مباحثه و دوندگى در ادارات بدون نتيجه ، زياده زحمت است . نهم جمادى الاولى 1329 . [ پايان نامهء عماد السلطنه ] مكتوب اول شيخ ابراهيم دستخط مبارك 27 ماه گذشته بعد از همه كارهاى مشهدى آقاسى ششم شهر حال رسيد مشعر بر . . . « 1 » چند مرتبه شاهزاده عدل الممالك با قونسل ملاقات كرد . گويا از سفارت فرستادن لطف اللّه خان را استفسار كرده جواب نيامده است . از ترتيب اينها چيزى معلوم نمىشود . تا حال از حضرت و الا سند مىخواست حالا منتظر امر طهران است ( بعد تفصيل اسمعيل آقا را نوشته ) . افراسياب خان پريروز خانهء شيخ محمد على بود و اطاق را خلوت كرده بودند اسرار را به يكديگر تسليم كردهاند ، ولى غافل از دست غيبى . اخبارات سپردار ( هميشه سپردار ) « 2 » به واسطهء عداوتى كه دارد مىنويسد استعفا داده رفت چاله هرز كه نمىدانم كجاست ( ييلاق اوست جنب ضرابخانه زير قلهك ) . در طهران انقلاب است به واسطهء سؤالات فرقهء دمكرات از اعتداليون تا چه شود . ارباب و رعيت فعلا دمكراتها اقدام كردهاند كه ارباب نبايد باشد املاك بايد بين رعايا تقسيم بشود . انگليس هم قول داده پول بدهد . بيست دو نفر هم از وكلاى پارلمان تصويب كردهاند . اعلاناتى چاپ كردهاند به دهات مىفرستند . ده پانزده سوار به اطراف قزوين متفرق شدهاند و اين اعلانات را مىدهند . در يكى از دهات رفته بودند اعلان را داده كه تا كى بايد شما رعايا زير بار ظلم ارباب باشيد . ارباب ميان طالار كيف كند . لذت ببرد . به اين لسانها جواب گفته بودند كه شما اول مشروطه هم همين حرفها را زديد ما اين ظلم را قبول داريم . به ده مجد الاسلام رفته بودند رعايا گفتهاند بدون كتك برويد توقف نكنيد ،
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است . ( 2 ) - مراد محمد ولى خان سپهدار ، سپهسالار اعظم بعدى است . ( مسعود سالور )