قهرمان ميرزا عين السلطنه

3405

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

دستخط آقاى عماد السلطنه فدايت شوم . نتيجه كه از اميد آمدن شما به قزوين و ترتيب دادن امورات گرفتيم اين شد كه ترك كاغذنويسى از طرفين شده . حال دو ماه است يا بيشتر كه ابدا كاغذ مستقيمى از شما نرسيده ما هم چيزى ننوشتيم . سه چهار روز قبل چند زن و مرد زوار الموتى گفتند منزل حضرت و الا آمد از سلامتى سركار و الا خبر داده بودند . جناب شيخ ابراهيم هم گاهى مىنويسد . در هرصورت مختصرا مىنويسم زيرا خبر عمده نيست . حاجى افخم الدوله مدتها نوبهء مختصر مىكرد و متحمل نمىشد تا سخت‌تر شد و بالاخره به قاعده ناخوش گرديد كه حالا چندين روز است خوابيده و مدتى معالجهء تب و نوبه مىكردند ، انژكسيون مىزدند تا حكيم تشخيص داد آقا ورم كبد دارد بايد دوائى بخورد كه رفع آن ورم بشود تا آن ورم باقى است تب قطع نخواهد شد . حالا آن معالجه را مىكنند و اشتها بهتر شده . حتى امروز نهم جمادى الاولى ظهر تب به كلى قطع شده بود انشاء اللّه اميد است تا ده روز ديگر حركت كرده به محكمهء تجارت بروند . در موقع اين ناخوشى حضرت و الا در باب نزهت خانم و خرج آنها باز قرارى داده‌اند يعنى ماهانهء درستى بدهند تا بعد چه شود . الحمد للّه سلامت هستند . اوضاع سياسى ايران اما امورات پلتيكى شروع به استعفاى وزرا شده . يكىيكى استعفا مىكنند تا كى به كلى كابينه تغيير كند . عجالتا ميان انقلابى و اعتدالى به هم خورده است و خبر تازه نيست مگر گفتند در اصفهان يكى از اعضاى بلديه را براى كمى نان كشته‌اند . طهران اغلب امورات چه در عدليه و چه در جاى ديگر تمام نمىشود و رويهم رويهم ريخته مثل اين است كه دو سه هزار نفر جمع شده‌اند كه از صبح تا غروب در ادارات براى نگذشتن كار سعى و كوشش داشته باشند . بىپولى هم كه بيشتر است مستخدمين ينگى دنيائى هنوز وارد نشده‌اند ، اما نزديك است بيايند . من يكى دو كار در عدليه يا غير آن دارم كه هرچند مىروم و مىآيم تمام نمىشود و مثل روز اول بىتفاوت باقى است . عز الدوله و تابعيت روس حضرت و الا به همان احوال سابق است . هرچه اسباب فراهم آوردم كه به توسط نايب السلطنه به كلى اين مطالب اصلاح بشود يا اقلا قدمى براى اصلاح برداشته شود راضى نشدند . بلكه چند روز قبل در موضوع عرض وثوق الممالك كه ورقهء قرمز از عدليه