قهرمان ميرزا عين السلطنه

3205

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

رفتن غلامباشى اين مقدمات براى موقع رفتن آقا بود . ديشب پيغام دادم خودت بهتر از حال ما و فقر ما خبر دارى . چه بايد به شما تقديم كرد . گفت جز مخارج راه از شما در اين حالت كه هستيد توقعى ندارم . حساب كرديم باز سى چهل تومان مخارج براى ما انگشت‌شمار كرد . مجددا پيغام دادم باوجود علم اليقين شما از حال ما اين خيلى زياد است ، يعنى مقدور نمىشود . بيست تومان الان مىفرستم از ورك قرض كنند تتمه را در طهران بگيريد . او هم قبول كرد ، نقلى نيست طهران خواهم گرفت و من بسيار خوشحال شدم كه خوب از عهدهء اين بازى برآمديم . بيست و چهار هزار هم دوتا قاطر كرايه كردم ، دو تومان هم به آدمش انعام دادم و به سلامتى امروز رفت . اين مسئله هم الحمد لله گذشت . حالا طهران هرقدر حضرت و الا به من فحش مىدهد بدهد . اين كار را كردم تا من بعد از اين لقمه‌ها برايم نگيرد . آن هم با آن آب‌وتاب و شاهنامه‌خوانيها . گندم و سرباز جمعه دهم شوال المكرم - الموت چهل و چهار سرباز دارد . براى گرفتن خانوارى كه يك خروار گندم و يك تومان نقد باشد هجوم به دهات آورده‌اند و هركدام به ميل خود قيمتى براى گندم فرض كرده‌اند . ميل دارند هرقدر زورشان مىرسد بگيرند . آن هم سربازى كه نه سفر مىرود نه حاضر خدمت است ، نه كارى از او ساخته است . متصل ما مرافعهء سرباز و قيمت گندم را داريم . به نرخ متعارف سالى چهارصد و چهل تومان پول دريافت مىكنند بلكه زيادتر . اگر اين پولها را جزو ماليات كنند رژيمانهاى صحيح مىشود گرفت . حالا اين خانوارى است ، سالى هم مبلغى گزاف به اسم « اخراجى سرباز » و « متوفاى سرباز » مىگيرند . زندگى دهات زندگانى دهات گمان مىكردم آسان است . حالا مىبينم باوجودى كه بسيار ساده گذران مىكنم بسيار دشوار است . مثل مورچه بايد آذوقه تهيه كرد ، اغلب چيزها را هم بايد از شهر خواست . امسال گندم بىجهت گران است . در اينجا ده تومان مىدهند به پول نقد . در قزوين هم نان را گران كردند . گويا خيلى بالاتر برود . آدمهائى كه شهر رفته بودند نيامدند . مشهدى صدر الله طالقانى هم طهران رفته بود نيامده . اخبارات زياد اين سربازها شهرت دادند كه تمام اثاثيهء انجمن و عدليه و حكومت را كه اعلى بود جمع كرده بودند .