قهرمان ميرزا عين السلطنه
3372
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
رودخانه نخوابيده بود . سرد هم هست و برفها درست آب نشده هيچكس در اين موقع سال همچو برفى و سرمائى نشان نمىدهد . تنكابون امسال مثل الموت شده از قرارى كه عابرين مىگويند چندين برف آمده و سرما بىنهايت است . مال و حشم آنها بيش از اينجا تلف شده زيرا آنجا هميشه سبز مىدهند و تهيهء زمستان ديده نمىشود . دواى چشمهاى برفزده نمىدانم چشمهاى اين مردم اين صفحات چه قسم است كه همه را برف زده . هركس هم حالا از تنكابون مىآيد چشمدرد دارد . دوائى هم جز عسل براى اين درد نمىدانند . آن وقتى كه چشمهاى رعيتهاى زوارك و يارفى را برف زده بود من طبابت كرده گفتم سنگ را داغ كرده در برف انداخته بخار آن را به چشم بدهند كه دواى اين درد است ، همه خوب شدند . حالا به سايرين معالجه مىكنند و آثار خيرى از من باقى ماند . ارباب كه طبيب باشد اينطور است . افسوس كه از همه طبابتها همين يكى را مىدانستم . اعتقاد به تقويم به اين مزخرفات كه در تقويم نوشته مىشود مردمان ايران كلية اعتقادى دارند اما در الموت اين مسئله اهميت كلى دارد . هيچ رعيتى نيست كه بيايد پيش من و از احكامات امسال و بارندگى ، خشكى ، گرانى ، ارزانى ، نيكى ، بدى ، سؤال نكند . هرچه من اظهار بىاعتنائى و بىاعتقادى مىكنم به خرجشان نمىرود بلكه مىروند . در آبدارخانه و پيش نوكرها با همديگر از عدم اعتنا و سستى اعتقاد من صحبت مىدارند . در تقويم امسال هم تمام آن مهملات و مزخرفات نوشته شده مگر جدول اختلاجات و جدول ستارهء « سكّز يلدوز » كه شايد اين دو را در اين تقويم فراموش و در نسخه ديگر نوشته باشد . جهت رعيت فرق كرده رعيتهاى دهات ديگر ما ابدا در اين شب عيد اينجا نيامدند . برهها را براى نايب الحكومه بردند فقط ديدن من همين بالارودباريها آمدند . گويا افراسياب خان از اول حكومتش تاكنون پانصد توغلى و بره تحصيل كرده باشد باز هم دولت ماهى شصت تومان مواجب بدهد و آنوقت بگويند مواجب مىدهيم كه از كسى چيزى گرفته نشود . رعيت در رفاه باشد . امروز با آن روزى كه يك شاهى به نايب الحكومه نمىدادند جهت رعيت چه فرق كرده ؟ با اين مخارجات ول بيمعنى كه مىكنند حق دارند متصل شكايت بىپولى را بنمايند .