قهرمان ميرزا عين السلطنه

3367

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

طهران باشم و واقعات را به صحت و درستى روزبه‌روز بنويسم . الموت هستم و مهملات افراسياب خان يا قونسل روس و شيخ ابراهيم را بايد درج كنم . روزنامهء تمدن روزنامهء « تمدن » مىنويسد من بىطرف هستم اما گمان مىكنم در تحت اين كلمه پلتيكى منظور است و باطنا طرف‌دار دموكرات باشد . على اى حال از اين محاكمه مطبوعات در وزارت معارف و اين اختيار تام تمام خواستن وزراى جديد همانها كه به كلى بر ضد اختيارات دولتى بودند شكوه و شكايت بسيار مىكند و مىنويسد علىرغم معمول ما مجددا صنوف ممتازه به اقتدار رسيدند . تناسب اشخاص با مشاغل آن طورى كه در نظر داشتيم نيست . وزارت علوم و معارف علاء السلطنه را نمىتوان مسكوت عنه گذاشت . يكى دو وزارت‌خانه ديگر هم هست كه با فن اختصاصى وزير تناسب ندارد . و اين‌طور كه حزب محترم دموكرات متحد و متفق با نظامنامهء مخصوص هستند من گمان نمىكنم اين حزب اكثر كه از اتفاق و ائتلاف سه چهار فرقه ديگر تشكيل يافته در مقابل آنها مقاومت كند . مطالب آنها جدى و اجتهادى است و متصل هم كار مىكنند نه فقط وكلاى آنها در مجلس بلكه اعضاء كلى آنها در خارج و دور نيست براى انتخاب آتيهء حزب اكثر از اين فرقه بشود . نظر ذكاء الملك در كتاب « آداب مشروطيت » « 1 » ذكاء الملك مىنويسد بدترين اقسام پارلمان آن است كه حزب اكثر از فرق مختلفه تشكيل يافته شود ( لكن باز اين قسم بهتر از آن هرج‌ومرج مجلس است كه تاكنون جارى بود و هيچ كابينه دوام و ثبات نداشت ) . در اين‌جا نكته‌اى است كه نبايد ترك شود ، وقتى كه عقلا و پيشوايان طراز اول محترمين و مشروطه‌خواهان حقيقى عالم مملكت ما پس از چهار سال مشروطيت و تشكيل مجلس شوراى ملى تازه پى به اصول مشروطيت و پارلمانى برده شروع به رفع نواقص پارلمان و تكميل قواى دولتى بنمايند از بنده و عمو و فرزند فلان باديه‌نشين ، فلان كوچ‌نشين لرستانى ، كردستانى ، الموتى ، رودبارى ، قشقائى چه توقعهاى بىجا بايد داشت ! پس تقصير از اهالى مملكت نيست . عقلا و متمدنين و معلمين مشروطيت ما كه

--> ( 1 ) - نام كتاب مرحوم محمد على فروغى « حقوق اساسى يا آداب مشروطيت دول » ( تهران ، 1325 ق . ) است . ( ا . ا . )