قهرمان ميرزا عين السلطنه

3351

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

صدر العلماى ما هم نطقى در مسلك خود مىكنند كه در روزنامه مفصلا ننوشته بود . مقالهء دموكراسى يا دماگوژى حالا محض تفريح خوب است شرحى را كه در روزنامهء مجلس شيخ يحيى كاشانى سردبير نوشته بدون كم و زياد بنويسم . « دوشنبه چهارم ربيع الاول 1329 سال چهارم شمارهء 67 و 68 . در تحت عنوان « دموكراسى يا دماگوژى » . مدير محترم ، اين بنده مدتها بود كه در ده خودمان مىشنيدم كه در طهران مسلكهاى مختلف پيدا شده از قبيل اعتدال و انقلاب و غيره و غيره ولى تا من به طهران آمدم بدبختانه انقلابيها دمكرات شده بودند و من بىسعادت از درك آن دورهء مقدس محروم ماندم . بارى روز اول كه به مجلس رفتم يك نفر از وكلا كه مىگفتند شاهزاده سليمان ميرزاست بيست و دو دفعه در ضمن نطقش گفت كه ما فرقهء دمكرات بيست و يك نفر هستيم . جناب مدير ببخشيد چون من زبان عربى نمىدانم شايد عين فرمايش شاهزاده را نتوانم ادا كنم : فروكسيون ، فراكسيون ، فريكسيون . درهرحال كلمه‌اى ادا فرمودند كه در آخرش واو و نون جمع بود و راء را هم طورى لطيف گفتند كه آدم گاهى به اشتباه مىافتاد كه بلكه انشاء اللّه مىخواهند بگويند فاكسيون . بارى از مطلب دور نيفتيم روزى كه فرقه‌ها از هم جدا شدند بيست و يك نفر فرموده شاهزاده ، درآمد بيست نفر . عيب ندارد در همه عالم و دنيا اين رسم هست ما هم هميشه براى ارباب انبار ده نيم ( موش‌خور ) كسر مىكنيم . كسر يك نفر از بيست نفر به همان حساب ده نيم مىشود كه همه‌جاى عالم معمول است . ولى بعد يك نفر از آن بيست نفر هم گفتند ( چون من امروز به لغت نگاه كردم و دمكرات به معنى جمهورى بود و من جمهورىطلب نيستم الخ ) ماند نوزده نفر . يك نفر از نوزده نفر باقيمانده هم دمكرات را طورى در ضمن دو ساعت نطق شرح داد كه ساير دمكراتها گفتند خير اين‌طور نيست . او گفت خير اين طور است . او گفت شما نمىفهميد ، آنها گفتند تو نمىفهمى . آخر پرگرام خود را در مجلس بازكردند و تازه بنده فهميدم كه هردو خوب مىفهمند و فقط ما رعيت‌هاى بدبخت هيچ نمىفهميم . باقى ماند هيجده نفر . يك نفر از هيجده نفر هم يك سيد جليل القدرى بود برخاست و گفت براى خوشبو شدن دهان و زينت مجلس ( من به خيالم پشت سرش خواهد گفت خدا پدر و مادرش را بيامرزد كه صلوات بلند بفرستد ) بعد معلوم شد كه خير مىخواهد . . . [ بگويد ] هركس با دست غذا نخورد و لباس خشن نپوشد و خر برهنه سوار نشود و روى زمين خالى ننشيند از من نيست ) . بعد هم فرمودند كه من از اول مستمرى قبول نكردم و بر ضد امتيازات هم هستم . آقاى مدير مراد سيد