قهرمان ميرزا عين السلطنه
3342
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
چكنم حالا من چطور خودم را دچار اين مهلكه كردم . نه راه پس دارم نه راه پيش . بروم طهران با آن ترتيب چه كنم . بمانم الموت با اين ترتيب نمىتوانم . باز اگر تا حال طهران بودم كارم يك طرفى شده بود ، يا فنا فى اللّه شده بودم يا ترتيبى گرفته شده بود و نوكرى پيدا كرده بودم . به عبارت واضح آنچه بايد به سرم بيايد آمده و حالا امورات از كم يا زياد روشى گرفته بود . نان خالى بود عادت شده بود ، پلو بود همانطور . حالا يك سال و نيم ديگر كار دارد ! خدايا خودت رحم كن . نرسد دست من به چرخ بلند * ورنه بگشادميش بند از بند قسمتى كرد سخت ناهنجار * بيشوكم در ميان خلق افكند آن نپوشد همى به رنج پلاس * وين نپوشد همى به ناز پرند پس اين مساوات تام كه از عهد محمود غزنوى تا حال مىگويند چه وقت جارى خواهد شد . وضع گوسفند يكشنبه 24 ربيع الاول - سرما باران برف متصل در كار است . كشت و زرع كه پائيز نشده حالا هم نمىشود و سه هشت هم كه از حمل گذشت ديگر تخمكارى در اينجا ثمر ندارد مگر ييلاقات . از همه بدتر علف تمام شده و اين دهات پاهاى رودخانه كه بيشتر قشلاقى است تمام مالشان گرسنه مانده هر « دوشوار » علف را يك تومان پول مىدهند ، حتى از سه فرسنگى آمده از گرمارود به دوش علف بردند . گوسفند لاغر ضعيف . اينطور باشد تمام تلف مىشود ، زيرا قوهء راه رفتن و خودى به صحراى عراق رسانيدن ندارد . آن عمل زراعت . اين حيواندارى . عيدشان عزا شده . ولى مىگفت در آن دهات همه خانهها صداى گريه و ناله بلند است . چيزى نمانده در طويلهها را باز كرده گوسفند را صحرا كنند و دست بكشند . گوسفند و نمك اين بىقوتى گوسفند يك علت ديگر هم دارد و آن نمك است . امسال نمك كم دادند . در زمستان هم هيچ ندادهاند . در صورتى كه هرطويله در زمستان ده من نمك خرج داشت . يك مثقال نداده باشند گوسفند ضعيف مىشود ، صدمهء كلى مىبيند چنانچه خيلى از گوسفندها و بزها بچه سقط كردند و اين سقط جنين مىگويند بيشتر از نخوردن