قهرمان ميرزا عين السلطنه

3332

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

گرفته ديگران را برقرار كرد . از هرسلطانى سيصد الى چهارصد گرفت و متصل هم آدمش توى دهات دويست سيصد تومان وجه داوطلبى برقرارى سرباز و خانوار سرباز مطالبه و دريافت مىكند ، من جمله از كشمرز دويست تومان مىخواست ما شهر رفته به قنسول عرض كرديم او گفت مأمور را جواب كنيد . ما رفتيم پيغام داديم آن‌وقت از در خصوصيت درآمده گفت من از ده حضرت و الا چيزى نمىخواهم ، اما حسن سلطان بايد شيرينى مرا بدهد . دربارهء اسميعيل ملا بداغى اسميعيل خان ملا بداغى هروقت پولى در معدن نمك سراغ كند آمده مىبرد . يك دفعه هزار و هفتصد تومان برد . سايرين هم كه زور دارند هروقت نمك لازم خودشان و رعيت و كسان همسايگانشان بشود اجماعا آمده هرقدر لازم است مىبرند اما ساير فقرا پول بايد بدهند . دربارهء عزيز و حبيب عزيز اللّه خان و برادرش حبيب اللّه خان حكومت دارند و همه قسم جرم و جريمه مىگيرند . آدم شعاع الدين ميرزا و كدخدايش هزار و هفتصد تومان پول به طهران مىبردند دزدها حمله كرده آدم فرار كرد كدخدا كشته شد هفتصد تومان كه در خورجين داشت بردند . حبيب اللّه خان از پسرهاى مصطفى خان دانست پانصد از آنها گرفت خورد سر شعاع الدين ميرزا بىكلاه ماند . مختصرا آقا امروز آدمها پيدا شده است كه جهانشاه خان و محمد ولى خان پيش آنها بايد سر فرود بياورند . آنها همان حفظ خودشان را اگر نكنند مردند . امروز روز اسب و تفنگ و در هرگوشه يك نفرى است كه ديگران را غارت كند . همه هم باهم عهد دارند و از هم حمايت مىكنند . دربارهء معتضد الممالك از همدان پرسيدم گفت نهايت اغتشاش دارد . دزد در آنجا صدتا صدتا حركت مىكند و قافله‌ها را مىزند . معتضد الممالك على مردان خان هم بعد از آن‌كه فرمان مالياتها را گرفت غارتها را كرد ( چون قازيانانى و رعيت حضرت و الا است ) پناه داده يك خلعت هم به او داده آقا كند و قازيانان را به او سپرده چون شاهسونها خيلى اذيت كرده بودند و زمينها را برده بودند حالا فرمان آنجا رفته و پدرى از شاهسونها و آنها كه زمينها را برده بودند درآورده كه حساب ندارد . در كمال قدرت و سقط ضبط املاك مىكند .