قهرمان ميرزا عين السلطنه

3315

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

وضع قديم شيخ محمد على و الموتيها قبلا اين كارها را صورت داده و به جاى هزار تومان ، سه هزار تومان ، سواى ده يك وعده كرده‌اند . اما از آنجا كه اين امر به اين بزرگى را هيچ‌وقت حكام استبداد نمىتوانستند برعكس حكم كنند سند آنها مثمر ثمر نبود ( بله حكام سابق در امورات جزئى خيلى حكم ناحق مىكردند ، اما در امور معظم امكان نداشت ) . دو روز ديگر همگى احضار و محاكمه براى اخذ وجوهات شروع مىشد و آن حاكم هرقدر بيكاره و بىمدرك و كندكار بود براى آن‌كه التأخير آفات ، مبادا اين لقمهء لذيذ نصيب ديگرى شود مجدّانه اقدام كرده يا بطور اصلاح كه بيشتر امورات سابقه به اين قسم طى مىشد و اين هم محض اين بود كه از دو سمت منافع برده باشند يا بطور حكم قطعى كار را صورت مىداد . مثلا به من حكم مىداد و بعد از حكم من مىرفتم مبلغى مجددا مىدادم چند نفر از عارضين را حكومت چوب زده و حبس نمايد . او هم مىكرد . بعد باز پول داده چند نفر كه در شهر نبودند در محل اسباب فتنه و شر شده بودند گرفته چوب زده حبس نمايد . اين كارها كه صورت مىگرفت ده يك مدعى به را با آن هزار تومان علاوه را داده حضرات را هم در حبس نگاه مىداشت تا ده نيم را بدهند . من آمده و آسوده بودم . حكام بعدى پشت سر اين صدق الدوله مشير السلطان مىآمد . فورا احكامات را آنجا فرستاده پانصد تومان مىدادم امضاء مىداد . پشت سر مشير السلطان احتساب الملك . چون عداوت داشت باز مجلس مىكرد و تحقيقاتى من باز حواشى و محارم او را ديده مبلغى مىدادم و راحت مىشدم . در ضمن هم كارم را با الموتى تمام كرده در ظرف يك سال آسوده و راحت بودم با احكام مرتب منظم و بر طبق هريك فرمانى صادر شده . به هر جهت حكم حق يا ناحق آدم راحت بود و آسوده . اما حالا اما حالا كه هرج‌ومرج است و ابدا نبايد اسم مقدس « مشروطه » را بدنام كرد كار ما اين‌طور است . نه پول مىتوانند بگيرند ( نه چنان تصور شود كه رشوه و تقديمات به واسطهء قانون يا مسئوليتى از بين رفته . چون پاى حضرت و الا و خارجه در بين است احتياط مىكنند . كار هم بزرگ و طرفين مردمان جسور بىباكى هستند افشاى راز مىكنند