قهرمان ميرزا عين السلطنه
3293
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حكم حبس او را داده بود . علماء وزراء هنگامه كردند . عصر از حبس خارج شد . بعد خيال بستن عدليه را داشتند گفتگو و معركه شد آخر نتوانستند ولى خيال اصلاح اجزاء عدليه را دارند . سرماى زمستان طرفدار وزراء شده مختصر امنيتى برقرار است . عمل قرض هنوز يك طرفى نشده و معلوم نيست سر بگيرد . » نامهء شريكه ( شعاع الدين ميرزا ) رقعهء شريكه يا نسخه طبيب ممسك . « صبح شنبه است خدمت حاجى آقا مشرف شدم چون محكمه از كثرت عدالت بيكار است صحبت سركار شد قلمى به يادتان برداشتم . اميدوارم آنقدر الموت بمانيد كه يك دفعه مثل اصغر لعلخفتان از پشت كوه قاف با اهن و طلپ بىحدوحساب در ميدان بيكاران ملاقات شويد . اگر فى الحقيقه نمىآئيد بگوئيد من خدمت برسم . « چنان به شوق تو افتادهام كه وصف ندارد . » شما بيكاريد يعنى هيچ كار نداريد ( از همه زيادتر كار دارم مگر مرا آسوده مىگذارند خبر از اينجا و كار و كاغذنويسى من ندارد . ) چرا هيچ مرقوم نمىداريد كه لااقل بأس البدل فرمايشاتتان باشد . اخبارات قابل بنده نشنيدهام . هى پى وزير ماليه مىروم بلكه مواجبى وصول شود آن هم نمىشود . شاهزاده دارا مرحوم شد . در عدليه بيش از اين نمىشود اسباب مزاحمت شد . منتظر رقيمهجات مطول سركار . شعاع الدين قاجار . » نامهء ديگر افخم الدوله حاج افخم الدوله به تاريخ غره صفر : « بعد از طى تعارفات وصول عريضهء بنده . زمستان تماشائى است ده دوازده سال بود كه همچو برف و سرمائى ديده نشده بود . حال طهران هم معلوم است ، هيچچيز پيدا نمىشود . گوشت هيچ نيست ، سرما و برف و زمستان نعمت است ولى نه براى ايرانى آن هم طهرانى . ديروز با آقاى عماد السلطنه صحبت خوبى زمستان بود و اينكه به عكس عقيدهء سركار است كه زمستان سرد خوب نيست . خبر نيابت الموت را دارم اقدامات شده . عين الدوله استعفا كرده قبول نكردهاند . ولى حاليه ناخوش است و بيرون نمىآيد . امروز پيش قوام العداله مىروم ببينم چه كرده . آنچه را كه آقاى عماد السلطنه مرقوم داشتهاند بنده نيز شريك و همعقيده هستم ، منتهى چنانچه از بىنظمى آنجا توهم داريد يك نفر از قونسل خواسته آنجا بگذاريد و قبل از شب عيد بيائيد قزوين انشاء اللّه تكليف معلوم مىشود . ما هم در طهران كار را يك طرفى مىكنيم . حضرت و الا حالت غريبى پيدا كردهاند و هيچ تصوّر نفرمائيد با زمان تشريف داشتن سركار يكى است .