قهرمان ميرزا عين السلطنه
2687
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بسيار بسيار خرابى كردند . در ميان تمام اطاقها و بالاخانهها يابو بستهاند و خيلى هم اسباب شكسته و بردند . معين السلطان را ديدم نزديك بود گريه كند . عزيز السلطان فرياد داشت كه [ به ] ما از هر سمت غلبه مىشود ، دچار مخارج و تعمير و غارت هستيم . پارسال هفتصد تومان تعمير كردم امسال از هزار علاوه است . گفتم خوب است شما خانههاى خود را فروخته از آنجا فرار كنيد كه باز اين كار دنباله دارد و تمام نيست . جواهرات سلطنتى جواهرات و خزانه و اثاثهء سلطنتى را بازديد مىكنند . گفتند دو جعبه مملو از انگشترى با مقدار زيادى مرواريد و دو كيسه زمرد اعلى نيست . اينها سواى جواهراتى است كه تحويل عدل السلطنه صندوقدار و ديگران بوده كه به حساب آن نرسيدهاند . از اين دو كيسه زمرد مىگويند يك دانهاش كه صد و شصت هزار تومان قيمت داشته آقاى نايب السلطنهء سابق به اسم ديگرى به چهل و هشت هزار تومان خريده كه هزار تومان هم با مشير السلطنه حق دلالى برداشتهاند . يكى ديگر كه هشتاد هزار تومان قيمت شد خود مشير السلطنه در بيست و هشت هزار تومان خريده . دو دانهء ديگر هم در محلهء يهوديها فروخته [ اند ] يا گرو است . مابقى معلوم نيست نزد خود شاه ماضى است يا فروخته شده . فراشباشى معين السلطان را فراشباشى كردند . در اواخر ناصر الدين شاه حاجب الدوله بود . ناظم السلطنه را كشيكچى باشى ، اما قبول نكرده . در همه اينها از عده و مواجب تخفيف مىدهند ، اگر مجال بدهند . كميته يا كمسيون « 1 » را به باغ آوردهاند . تمام را آنها رأى مىدهند . نايب السلطنه و وزرا اطاعت مىكنند . لحاف دزد يپرم از دزدهائى كه با نصايح بىشمار مرخص كرده بود يكى را دستگير كرد كه لحافى سرقت كرده بود . بعد از بازخواست او را با چند تير تپانچه مجازات داد و به آن دنيا رفت . گمان مىكنم با قيمت گزاف كند و زنجيرها را كه آتش زده و فروخته مجددا
--> ( 1 ) - در همه موارد « كميسيون » را به مرسوم قدما كه « كمسيون » تلفظ مىكردهاند نوشته است و ما هم آن را به همان شكلى كه تداول افواه داشت آوردهايم . ( ا . ا . )