قهرمان ميرزا عين السلطنه

2671

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سه‌شنبه دوم - صبح قرار داده بوديم باغ گلستان و خدمت حضرت نايب السلطنه برويم . باغى كه مدتها متروك مانده بود و گرد يتيمى به رخ آن نشسته بود امروز طراوتى داشت . باغبانها مشغول آب‌پاشى ، سرايدارها مشغول جاروب اطاقها [ بودند ] . كميته تا امروز مناصب تازه كه داده از اين قرار است : سپهدار و سردار اسعد را كه نوشتيم - وزارت ماليه به مستوفى الممالك - رياست وزرا و وزارت خارجه با ناصر الملك - فرمانفرما عدليه . تشبثات فرمانفرما ( حضرت و الا مىفرمودند روزى سه مرتبه اينجا نزد بارونوسكى و شارژدفر مىآمد ، سه مرتبه سفارت انگليس براى اين‌كه كارى كند بلكه ناصر الدين ميرزا پادشاه و خودش نايب السلطنه شود . من عرض كردم در شهر هم مىگفتند روزى سه مرتبه بهارستان [ مىرفت ] و چندين ملاقات هم با رؤساى ملت مىكرد . حقيقة در دوندگى در تمام دنيا تالى و قرين ندارد . ) وزارت پست و تلگراف سردار منصور - امارت توپخانه با ساعد الدوله برادر سپهدار - علاء الدوله حاكم فارس - مخبر السلطنه آذربايجان - حكومت اصفهان با صمصام السلطنه - معين الدوله حاكم زنجان ( على التحقيق عظيم‌زاده و آنچه مجاهد همراه برده بود با جماعتى از زنجانيها كه جزو آنها شده بودند كه سيصد نفر باشند در زنجان كشته شده‌اند ) - محقق السلطنه « 1 » سرايدار باشى - شاهزاده موثق الدوله وزير دربار اعظم - ميرزا صالح خان حاكم طهران به وزارت حاجى موقر الدوله . صفات و سجاياى عضد الملك همه را مبارك باد بايد گفت . بسيار خوب انتخاب شده‌اند . خصوصا انتخاب نايب السلطنه كه به حق خدا قسم دو ثلث اين مردم بواسطهء او بدون اظهار احدى تأمين يافته و هر جا مخفى و متحصن بودند بيرون آمدند . مرد مسلمان نيك‌فطرت پاك‌طينت ، پيرمرد محترم معزز خوش مشرب و متعارف بزرگ و بزرگ‌زاده ، از هوى و هوس افتاده ، اما كمى بىحال است . وضيع و شريف ، بزرگ و كوچك از او اطمينان دارند و بزرگش مىدانند . به يك افتادگى و مرحمت با همه رفتار مىكند . يعنى از قديم اين مسلك را

--> ( 1 ) - محقق السلطنه محمد حسن خان پسر محمد خان حاجب الدوله سرايدار باشى كل عمارات و بيوتات و اطاق موزه هنگام مأموريت لرد دان به ايران موفق به دريافت نشان ويكتوريا شد ( مسعود سالور )