قهرمان ميرزا عين السلطنه
2660
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روزنامه نجات - غرهء رجب سرمقاله « 1 » بتاريخ دوشنبه ششم رجب المرجب سنه 1327 هجرى مطابق 19 ژوئيه ماه 1909 مسيحى - الحمد لله الذى اذهب عنا الحزن و ان ربنا لغفور شكور . شد آنكه اهل نظر بر كناره مىرفتند * هزارگونه سخن بر دهان و لب خاموش به بانگ چنگ بگوئيم آن حكايتها * كه از شنيدن آن ديگ سينه مىزد جوش بهترين چيزى كه در شمارهء 2 نجات مقتضى وقت است كه درج كنيم شرح ورود قشون ملى به تهران و خلاصهء وقايع اين چند روز است و شرح آن بطور اختصار چنين است . پس از فتوحات باهرهء قشون ملى در قزوين و كرج و شكست دادن اردوى پادشاه سابق صبح سه شنبه 24 جمادى الثانيهء 1327 قشون ملى به رياست سپهدار اعظم و سردار اسعد به پيش جنگى سالار حشمت و مرتضى قلى خان بختيارى و ميرزا على خان و نظام السلطان و مسيو يپرم از دروازهء بهجت آباد حمله به طهران آوردند . جنود استبداد كه محض جلوگيرى از قشون ملى و تضييع حقوق ملت مسجد سپهسالار و بهارستان و دروازهها و ميدان مشق و توپخانه و قزاقخانه و كليهء امكنهء مرتفعه شهر را سنگر قرار داده بودند در جلو آن سيل بنيانكن آسمانى تاب مقاومت نياورده اكثر سنگرها را خالى و واگذار به قشون ملى نمودند . قشون ملى شهر را متصرف و بهارستان و مسجد سپهسالار را مسكن قرار دادند . اشرارى كه سنگرهاى خود را خالى نموده به طرف ميدان مشق و توپخانه و خيابان علاء الدوله و ارگ دولتى و عمارات سلطنتى رفته به ساير اشرارى كه در آن امكنه بودند همدست شدند آن امكنه را مأمن و محل شرارت خود قرار دادند به كلى ابواب آمد و شد و عبور و مرور را به اهالى مسدود داشتند كه هر كس از آن حدود گذشت هدف گلوله و آتش شرارت آنان گرديد . جمعى از قزاق و سوار در بيرون دروازه دولت و شميران به همين شيوهء غير مرضيه انواع شرارت را اعمال داشتند . چون از اين شرارت و خودسرى به قشون ملى خللى نرسيد در روز دوم از طرف سلطنت آباد و قصر قجر و دروازهء دوشان تپه و تپههاى مرتفع عباس آباد و قزاقخانه مدرسه و مجلس را به امر اعليحضرت محمد على ميرزا به توپ بستند كه شايد از صداى
--> ( 1 ) - به حاشيه صفحهء 2640 مراجعه شود .