قهرمان ميرزا عين السلطنه

2653

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

زرگنده‌اند . يك ساعت و نيم بعد از ظهر نايب السلطنه از خدمت شاه و خدمت شارژه‌دفر آمد . حضرت و الا مىفرمودند كه از همهء صدمات بالاتر اين حكايت شام و ناهار است . من كه سرشب شام مىخورم حالا ساعت پنج و هفت است . ناهار مدتها بود چيده بودند . همه بىتقصير آقا احوال‌پرسى گرمى از من كرده كه حقيقة شاهزاده خيلى مشوش شما بود . الحمد لله سلامت بوديد . بفرمائيد . مؤيد الدوله هم بود و نشستيم . يك پسر آقا هم كه به سن سيزده چهارده ساله است و پسر سيم آقاست نزد خودش آورده . سر ناهار آقا مىگفت چه قدر شاه خبط كرد . چه قدر گوش به حرف مردمان نالايق داد تا به اينجا كشيد . چون به من مىگفت من عرض كردم يعنى حكايت عثمانى براى شاه و شما و مردم درس بزرگى نبود . فرمودند چرا ، چرا . صد دفعه گفتم روزنامه‌ها بردم . چهار نفر پدرسوخته نمىگذاشتند . عزيز السلطان هى خواب خودش را يادآورى مىكرد . مؤيد الدوله هم پيش‌بينيها را مىگفت و من يقين دارم يك كلمه هم نگفته بود . تلگراف امپراطور روس بعد از ناهار خلوت شد . آقا گفت جواب تلگراف امپراطور آمد . قريب به اين مضمون فرمودند : اعليحضرتا ، تلگراف آن اعليحضرت رسيد . از اين‌كه به سفارتخانهء من مهمانى رفته‌ايد بسيار خوشحال شدم . شارژدفر خودمان را گفتم در اوامر شما حاضر باشد . حمايت و حفظ شؤونات آن اعليحضرت با ما خواهد بود . حالا از شاهزاده چند عبارت فرانسه مىپرسيد ، حضرت و الا مطابق ميل ايشان ترجمه و تفسير نمىكرد . ولى فرمودند عبارات مؤدبانه است كه تعارف كرده‌اند . مثلا اولى گفت « ديسپوزيسيون » . « 1 » حضرت و الا مىگفت بله تعارف كرده . حالا به شارژدفر يك تكليف بكنيد ملاحظه كنيد چه جواب مىدهد . البته جواب را مؤدبانه مىدهند . اما اصل تلگراف را بايد ديد . اين عبارات مغلق است واضح نيست . آقا از ترجمهء حضرت و الا خوشش نيامد . كتاب لغت را برداشت ورق زياد زد ، مدتى فكر كرد براى « ديسپوزيسيون » و « هوسپيتاليته » « 2 » معنى مهمى پيدا نكرد . كتاب لغت را يك طرف انداخته و گفت حفظ شؤونات و افتخارات چه

--> ( 1 ) - مقررات - Disposition ( 2 ) - مهمان‌نوازى - Hospitalite