قهرمان ميرزا عين السلطنه

2641

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كرد تا حال كه خودش استعفا داده به سفارت روس پناهنده شد . ملت هم او را معفو داشت و به پاس حقوق اجدادش اعليحضرت قدر قدرت سلطان احمد ميرزا وليعهد را به جاى او شاهنشاه ايران كرد و مجلس عالى حضرت . . . « 1 » عضد الملك را موقتا نايب السلطنه نمود . هر كسى چيزى گفت . اما صدر السلطنه نطقى كرد كه بسيار مهمل و بىمعنى : كه ما خوب است تفاق كنيم نفاق را كنار بگذاريم . با شاه تازه دست به هم داده امورات را اصلاح كنيم . چون از نطق او خوب اطلاع دارم همين قدر كه پاى ذم و قدح نباشد مىدانم مهمل است . مجاهد و كميته در اين بين منتصر الدوله كه حالا هيكل غريبى پيدا كرده و كلاه بزرگى به سر گذاشته وارد شد . دو نفر مجاهد از آن هيكلهاى غريب سراپا غرق فشنگ يك تپانچه به دست آويخته يكى به كمر زده تفنگ به دوش وارد وسط اطاق ايستاد و گفت حكم « كميته » است . سردار وزير داخله سردار اسعد فورا برخاسته با آنها دست به يقه شد . رنگ از روى حاضرين پريد . خصوصا عين الدوله و نير الدوله يقين كردند حكم حبس يا قتل آنها را آورده‌اند و سردار توسط مىكند . بعد از آنكه ده مرتبه منتضر الدوله گفت حكم كميته است و با دست و پا سردار را عقب مىكرد و آن دو نفر شانه‌هاى سردار را گرفته دور مىكردند سردار آمد و نشست . حكم را كه قرائت كردند معلوم شد كميته سردار اسعد را به وزارت داخله برقرار كرده و اين هنگامه براى اين بود كه سردار عدم رضايت و قبول خود را به يك اندازه ثابت كند . آن وقت گفتند قبل از شما حكم وزارت جنگ سپهدار اعظم هم قرائت شد . آن هم به همين ترتيب بود . در تاريخ خوانده‌ام اما درست نمىدانم مغولها بودند يا طايفهء ديگر هر وقت يك كدام را مىخواستند سلطنت بدهند همين طور رفتار مىكردند .

--> ( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .