قهرمان ميرزا عين السلطنه

1826

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

باز نوشته است هيچ مقصرى را نمىشود بيش از بيست و چهار ساعت حبس كرد ، در صورتى كه جهت حبس او بيان نشود . يا وزير ماليه مسئول تمام ماليات ، وزير داخله مسئول نظم ولايات [ است ] . مالياتى كه از يك ده خراب ، خراج چندين قريهء آباد و از يك قريهء آباد ربع و ثلث خراج يك ده خراب گرفته نمىشود . يا فلان ئيل ، فلان متمرد سركش چطور مسئول مىشود . يا كرمان برهم خورده ، فارس شلوغ شده ، آذربايجان تمام منال ديوان و حق ملاكين را خورده‌اند ، قوهء مجريه از كار افتاده ، سرباز نيست ، سوار نيست كسى گوش به حكم و تلگراف و كاغذ نمىدهد چه قسم وزير داخله مسئول مىشود . چنانچه گفتند و تا حال صورت خارجى پيدا نكرد . ترس از استعمار اما شاه بخواهد خيلى زود و خيلى آسان ممكن است و من تعجب دارم شاه چرا واگذار به يك مشت مردمان شرير سفله كرده . دست از مملكت و سلطنت آباء و اجداد خود مىخواهد بكشد . چه عيب دارد مملكت آباد شود . چه ضرر دارد قوانين جارى شود . چه باعث شد « مهر بر لب زده خون مىخورد و خاموش است » . بله مردم خيلى هرزگى هتاكى كردند ، اما شاه بايد عفو و اغماض كند و جلو اين مردم سفله را هم بگيرد ، حدود را حفظ كند . اين طور هرج‌ومرج كه صحيح نيست . چه خوب قطعه‌اى شاهزاده ايرج ميرزا جلال الممالك گفته : گفتند كه انگليس با روس * عهدى بسته است تازه امسال تا در پلتيك ، هم در ايران * زين بس نكنند هيچ اخلال افسوس كه كافيان اين ملك * بنشسته و غافلند از اين حال كز صلح ميان گربه و موش * ويران گردد دكان بقال بارى خدا كند شاه همت و همراهى و مرحمتى كند . يا اين‌رو بشود يا آن‌رو . اقلا تا ما زنده هستيم دست خارجه نيفتيم كه من تركستان را ديدم سيصد نفر تركستانى را يك نفر سالدات روس با چوب جلو كرده مثل گوسفند مىراند . عصر با شاهزاده ملك‌آرا حضرت عبد العظيم مشرف شديم . هوا خوش بود جمعيت زياد . در آنجا براى يك نفر وكيل دار الشوراى ملى راى مىگرفتند . هركس راى داده بود يك جملهء مفصل مطولى بود . در آخر هم اسم خود و پدر خود خانهء خود را نوشته بود . در مدت يك سال سه مرتبه دوماى روس به حكم امپراطور منفصل و مجددا برقرار [ شد ] هنوز شوراى ملى ما وكيلش از حضرت عبد العظيم در ظرف پانزده ماه حاضر نشده . تقريبا پنجاه وكيل كسر دارند . اينها هم كه هستند مىخواهند فرار كنند ، از بس