قهرمان ميرزا عين السلطنه

1824

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

تغيّر فرموده ، فحش داده . دوازده نفر از وكلا را خواسته عتاب و خطاب شديد كرده . دو دستخط براى شوراى ملى روانه كرده . سوءتدبير و هرج‌ومرج ولايات و اين‌همه اغتشاش را يادآور شده و حكم فرموده است يا تعهد كرده اصلاح كنيد با واگذار و خودم درست مىكنم . آنچه گفتيد شنيدم هرچه خواستيد نوشته دادم ، پس معلوم مىشود از شماها كارى ساخته نيست . مملكت مىرود و من ناچارم چاره كنم . آنها هم سه روز مهلت خواسته [ اند كه ] جواب صريح بدهند . يا مشروطه يا مستبد بله تمام تعجب از اين سكوت بىجاى بىمحل شاه بود كه ابدا وارسى به كارها نكرده يك مرتبه جلوى وكلا ، وزراء و مردم را ول كرده كه تمام از تكاليف خود خارج و باعث اين هرج‌ومرج و اين‌همه اتلاف نفوس و نهب و غارت مال مردم شد . شاه بايد يا مشروطه نشود ، يا وقتى كه شد به قوهء استبداد قوانين را جارى كرده خودش مردم را تربيت و قانونى كند . اگر مشروطه‌خواه نيست هنوز قوهء سلطنت كاسته نشده ، آن شأن و شوكت باقى است . به هر شكل است مردم را مجبور به قواعد اوليه كند . اين‌طور كه شاه ما رفتار مىكرد همه‌كس حيران و متفكر بود . زيرا مقصد و مقصود ابدا نامعلوم ، دوست و دشمن مأيوس [ بودند ] و بد مىگفتند . شاه مىتواند با وجود اين هرج‌ومرج مملكت را مقننه و مشروطه كند . شاه مىتواند در اين اغتشاش ما را از دست روس و انگليس نجات بدهد . شاه مىتواند با همه خرابى مملكت ما را آباد و متمول نمايد . شاه مىتواند اين مردم را به جاى خود نشانيده و حدود همه را محفوظ بدارد . اگر نخواهد چنانچه اين مدت نخواسته از اين مجلس ، از اين وكلا ، از اين مشروطه‌طلبها اميد و اميدوارى نيست . نتيجه جز هرج‌ومرج ، اتلاف نفوس ، خرابى مملكت ، آمدن روس و انگليس و رفتن مملكت ما نخواهد بود . چنانچه در اين مدت ديديم و الان هم مىبينيم كه چه هنگامه و چه علم صلاتى « 1 » برپا است . سگ صاحبش را نمىشناسد . انقلاب فرانسه لوئى چهاردهم به پارلمان فرانسه خطاب مىكند « چه قدر دولت دولت مىگوئيد دولت من خودم هستم » . باز در تاريخ مىنويسد . « وقتى كه پريزيدان « 2 » سنموره رفت به ييلاق شاه با جمعى از مبعوثين پارلمنت براى قرائت ايرادات و اعتراضات پارلمنت و استدعاى تبعيد مازارن در اثناى خطبهء شاه غرشى چون شير كرده و خطبهء او را قطع

--> ( 1 ) - اصل : علم سراتى ( 2 ) - رئيس ( پرزيدان ) .