قهرمان ميرزا عين السلطنه
1822
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نزديك اروميه به عمل مىآيد . چون حالا خيلى دير مىرسد و گاهى « سيگارد » ديگرى مىكشم بيشتر سينهام را خراب مىكرد . چندى مىشود كه از توتون گيلان استعمال مىكنم . من عرض كردم پادشاه ايران همان خوب است از توتون مملكت خود بكشد نه توتون عثمانى . شاه تجاهل كرد و فرمودند توتون گيلان خوب است ؟ ملكآرا چون دو سال در عهد ملكآراى مرحوم آنجا به حكومت بوده شرحى از آن داد . باز بنده عرض كردم توتون مملكت خودمان اگر بد هم باشد بهتر از توتون « سامسن » است . آن وقت شرحى از رژى ايران و توتونهاى مملكت عثمانى جويا شده كه من به تفصيل بيان كردم . امير بهادر ( حالا امير جنگ ) وارد شد شاه فرمودند شما را كار داشتم . او از شدت پدر سوختگى هر وقت داخل اطاق شاه شود مىگويد صحبت محرمانه دارم كه مردم بروند . با وجود آنكه امروز ما سه نفر بوديم باز گفت و تعظيم كرده خارج شديم . امير جنگ پنج روز است مجددا كشيكچىباشى شده و اسكندر خان فتح السلطان معزول شد . لقمان ديده نشد و منزل آمدم . بيمارى شاهزاده والى شاهزاده والى « 1 » از قرار گفتهء طبيب سكته كرده بود اما طبيب زود رسيده و فصد كرد به خير گذشت . فعلا ضعف زياد دارد و احوالش خوش نيست . فخر الملك و عز الممالك پسرش هم نيست . فخر الملك در ماه شعبان حاكم خمسه شده و رفته است . مىگويند آخوند ملا قربانعلى حكم كرده هركسى اسم مشروطه را ببرد از مرده من نيست و كافر است . افخم الدوله آنجا رفته بود دكتر لندى را برده بودند . ديشب نزاعى ما بين سرباز فوج سيلاخور و محلهء چالهميدان شده دو نفر كشته شده است . امروز آنجا هنگامهاى بود . نزديك بود شهر برهم بخورد . هى مىگويند وزير داخله نظم بدهد ، وزير داخله كه يك نفر پليس ، ژاندارم ، سرباز سوار ندارد چه كند . پول هم كه نيست بدهد و چاره كند . چوب نسق ، قصاص هم كه به كلى متروك و موقوف شده . روى مردم هم باز ، همه كس به خيال خود . اين سادات و آخوندها هم كه در آن عهد استبداد كسى جرأت تكلم با آنها نداشت حالا كه مشروطه و آزادى [ شده ] و خود را باعث نجات و فلاح مملكت ايران مىدانند مىشود چيزى گفت ! رشتهء نظم گسيخته . قوانين سابقه از ميان رفته ، از حاليه هم خبرى نيست .
--> ( 1 ) - شاهزاده والى ، عباسه خانم دختر دوم شاهزاده عز الدوله همشيره مؤلف و همسر فخر الملك اردلان . ( مسعود سالور )