قهرمان ميرزا عين السلطنه

1811

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شاه روزنامه ننوشته‌ام « 1 » زيرا احوالات و كارهاى او حقيقة نوشتنى و خنده‌دار بود . درست سيصد كرور از ماليات و قرض خارجه ، يكى دو كرور طلا و جواهر و يكى دو كرور از تقديمات و تعارفات ، سواى املاك زياد كه بخشيد در يازده سال و كسرى سلطنت خود تلف كرد و آخر عمرش براى دو تومان پول كه خروس گرفته بدهد صدق الملك اخته كند يا بوقلمون خريده روزى يك دانه گردو بدهد تا به چهل عدد برسد نداشت . هر گيلاس آب معدنى نحس نجس « كنتركسويل » « 2 » براى ملت ايران كرورها تمام شد . بقدرى به نوكران خود داد بردند و خوردند كه حد و حصر ندارد . آخر هم كوركورانه ، نه از روى فهم و دانائى ، اين هنگامه را برپا كرد . فعلا او را مثل مرحوم شاه عباس جنت‌مكان مىدانند . اما عاقلان مىدانند چه تخمى كاشت . استبداد ناصر الدين شاه كار را ناصر الدين شاه مىتوانست به قوهء استبداد و طول سلطنت ، مكنت و ثروت صورت بدهد كه آن مرحوم هم جز خودپسندى ، حقد و حسد ، آب انار خوردن ، جماع كردن ، سوارى و شكار ، كباب مرغ ، پرتقال ، كباب و دمبلان نداشت . من مغرض نيستم . و [ در ] روزنامهء خود كه كسى نمىخواند حتى اولاد خودم مزخرف نمىنويسم . هركس به روزنامه‌هاى عهد استبداد من رجوع كند مىداند در عالم آزادى تملق ندارم . خوب را خوب ، بد را بد بلكه بيشتر هم كار به آن ندارم ، آنچه مىبينم و مىشنوم مىنويسم . ناصر الدين شاه در پنجاه سال سلطنت خود اگر سالى يك قانون و قاعدهء نيكو جارى كرده بود داراى پنجاه قانون بوديم . ناصر الدين شاه سالى ده فرسنگ راه‌آهن كشيده بود داراى پانصد فرسنگ راه بوديم . ناصر الدين شاه سالى يك كرور پس‌انداز كرده بود پس از مرگ پنجاه كرور پول داشتيم - كه اگر سيصد كرور بود مظفر الدين شاه به سيد بحرينى ، امير بهادر ، حاجب الدوله ، ناصر همايون ، گبر و جهود داده بود . حسد ناصر الدين ناصر الدين شاه خيلى خيلى كار مىتوانست بكند و هيچ نكرد . در صورتى كه سه مرتبه فرنگستان رفت و خودش هم عالم و فاضل بقدرى بود . او ميل نداشت كسى اظهار آن كند [ كه ] من قدم بلندتر از شما است . در صورتى كه بلندتر بود ! او ميل نداشت كسى بگويد خطم بهتر از شما است در حالى كه بسيار اعلىتر بود ! او ميل نداشت كسى اظهار

--> ( 1 ) - اشاره به ننوشتن خاطرات . ( 2 ) . CONTREXEVILLE