قهرمان ميرزا عين السلطنه
1806
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خدمت كرده و از چندين صدراعظم بيشتر از انجام خدمت برآمدهاند . بعد شاه ناصر الملك را اشاره كرده بالاى تخت آمده خطابه شاه را قرائت كرد . وليعهد هم روى تخت بود و سمت ديگر تخت ظل السلطان ، نايب السلطنه و ساير عموها و برادرهاى شاه [ و ] سمت ديگر آن علما ايستاده بودند . پس از اتمام خطابه احتشام السلطنه بلندتر گفت شاهنشاه ، همه زندهباد جواب دادند . پس از آن آقا سيد نصر الله از سادات اخوى وكيل علما خطابه [ اى ] در جواب بيان كرد كه بعد از اتمام آن باز احتشام السلطنه همان تفصيل را به جاى آورد . افخم الدوله مىگفت ناصر الملك بسيار خطابه را سنگين و آرام و قشنگ خواند . اين هر دو خطابه از بس در روزنامهها چاپ شده البته باقى خواهد ماند . بعد قرآنى كوچك كه در روى ميز بود شاه بلند كرده پس از خواندن و اطلاع به مضمون قسمنامه فرمودند چنانچه نوشته قسم مىخورم . قرآن را بوسيده روى ميز گذاشتند . اطاق ديگر تشريف بردند بعضيها رفتند . در اين موقع موزيك سلام و سلامتى كه ( هيمن پرسان باشد ) « 1 » و شليك توپ به عمل آمد . پس از قدرى استراحت شاه سوار شدند و تشريف بردند به همان ترتيب آمدن . اما مردم تماشاچى بىتربيت بقدرى درهم و برهم و داخل يكديگر بودند و قال مقال مىكردند كه هركس حاضر بود درجهء علم و مدنيت و تربيت آنها را بعد از اين همه لاف و گزاف تربيت و مشروطهخواهى فهميد ( اولئك كالانعام بل هم اضل . ) شبنامهها جمعه 8 شهر شوال المكرم - مطالب از بس زياد است و كارهاى لغو من هم زيادتر مشكل است بتوانم همه را بنويسم . چندى بود دست از شاه كشيده دنبال علما افتاده در شبنامهها كه از اول اغتشاش ژلاتينى طبع مىشود و در كوچه بازار و ميان درشكه مىاندازند كه كاتب آنها معلوم نيست و از انجمنهاى سرى طهران بيشتر شايع مىشود . هر قدر هم عين الدوله در آن ايام خواست بفهمد نفهميد . بد مىنوشتند كه آقا سيد عبد الله هفتصد هزار تومان پول گرفته چنين و چنان كرده همه را بايد كشت . تا اين علما هستند مملكت آباد و حريت واقع نمىشود . . . مثل اينكه آقا سيد عبد الله هشت نه كالسكه و چهل اسب روسى و عربى و پسرهاى آقا سيد محمد هر كدام درشكههاى زرين و اسبهاى چركسى دارند .
--> ( 1 ) . [ Hymne Persan ]