قهرمان ميرزا عين السلطنه
مقدمه 10
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
توصيف اخلاق و رفتار و روحيات رجال و افرادى كه عهدهدار مقامات و مناصب مملكتى بودهاند ، علاقهمندى نشان مىدهد و جزئيات و كيفياتى را يادآور مىشود كه معمولا در خاطرات ديگر ديده نمىشود . گاه تند و بىپروا مىشود . بىپرده مىنويسد آنچه در دل دارد و شنيده است يا ديده است . مثلا بخوانيد وصفى را كه از مشير السلطنه كرده است ( ص 2602 - 2603 ) يا آنچه در مورد سعد الدوله نوشته و او را كه نزد عامه « ابو المله » ( پدر ملت ) عنوان گرفته بود به « مادر ملت » شناسانده است . ( ص 1833 ) يا در مورد علاء الدوله به صراحت مىنويسد « بايد دانست كه اين علاء الدوله مفسدست و آن عهدها هم مشهور به افساد و تقلب و دورويى و دروغگويى بود . » ( ص 2077 ) . اخلاق و رفتار دو مرد تحصيلكردهء دانشمند را كه از رجال و در زمرهء وزراء بودند و مملكت بىترديد به وجود آنان مغتنم بود چنين توصيف كرده است : [ صنيع الدوله ] اگر پول نمىدهد روى خوش دارد « كه آدم رغبت شرفيابى مىكند » ولى امان از آن ناصر الملك كه « چقدر ديرانتقال و بدعنق » بوده است ( ص 2060 ) . از قول صنيع الدوله نقل كرده است كه « بله ايرانيها چيزهاى غيرواقع خيلى مىگويند و مىنويسند . » ( ص 2060 ) اين خاطرات مملوست از اطلاعات خوبى از نسبتها و اخبار خانوادگى و مخصوصا آنچه سببى ايجاد مىشده است . بطور مثال باجناق بودن پاشاخان امير بهادر جنگ با سيد على آقاى يزدى ( ص 2377 ) يا اينكه وثوق الدوله نام يكى از دختران خود را ابتدا « مشروطه » گذارده بود ولى بعد به « مستوره » بدل مىكند . ( ص 2162 ) دربارهء عضد الملك و رفتار او ، اين جمله عين السلطنه نمونهاى است قابل توجه از نوع مطالبى كه دربارهء حركات و اعمال رجال درين خاطرات ديده مىشود : « عضد الملك از شدت اوقات تلخى چوبدست خود را چنان به ديوار اطاق زد كه سر چوب پريد و شروع به نماز كرد . » ( ص 2083 ) . يا تفصيلى كه دربارهء مجد الدوله و زنهاى متعدد او نوشته از صفحات خواندنى است ( ص 2287 - 2290 ) . همينطور است آنچه از احوال سيد بحرينى ( ص 2283 ) نوشته است . درين مجلد جاى جاى و طرد اللباب به سرگذشت و حالات مظفر الدين شاه نيز پرداخته ( مثلا 1797 ، 1810 و مخصوصا مقايسه كردن ميان عهد ناصرى و عصر مظفرى را از قلم فرو نمىگذارد ( مثلا ص 4 - 1813 ) . از موارد انتقادى و تذكارى او دربارهء روزگار ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه اشاره به خرجهاى بيهوده و مصارف تفننى و