قهرمان ميرزا عين السلطنه

1060

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بيست و چهار ساعت اثر خود را بخشيده مريض خوب مىشود ، يعنى زخمها ريخته و تب قطع مىشود و از ده نفر نه نفر معالجه مىشود . مشروط كه در بيست و چهار ساعت اول بروز مرض زرق شود . حال باوجود اين‌همه طغيان اين مرض در طهران از طرف دولت يا صدراعظم ده شيشه از اين دوا مجانى يا فروشى وجود ندارد . فقط زنهاى تارك دنياى فرانسوى قدرى از اين دوا آورده مجانا به مردم دادند و همين دو شيشه باقى بود كه خدا خواست و به داد ما رسيد . داروخانهء شورين در دواخانهء شورين چند شيشه گفتند هست . دانه‌اى پنج تومان مىفروشد . ديگر احدى اقدام براى آوردن اين دواى معتبر نكرده . طفل است كه روى هم بواسطهء اين مرض هلاك مىشود و اين شورين پدرسوخته پنج تومان مىفروشد . خودشان نمىآورند سهل است اين‌طور هم مىفروشند ، يك كلمه حرف نمىزنند . شورين بايد دو سه كرور پول ايران را به همين قسم برده باشد . يك بر صد علاوه مىفروشد . در ايام وبائى از هر شيشه « كراونيموم » دويست و پنجاه تومان مداخل كرد و حال آن‌كه اصل شيشه پنج تومان قيمت داشت . فخر الملك : ديروز و امروز از روزى كه فى الجمله اقبال از فخر الملك برگشته بيچاره هر ساعت گرفتار چيز تازه‌اى است . عجب است كه در آن ايام سر بچه‌هايش درد نمىگرفت . اگر شاه شهيد زنده بود و اين واقعات رخ داده بود تماشا داشت . آن التفات و دلجوئى شاه را كه در بعضى مطالب كوچك به‌ياد مىآورد و اين وضع حالا بيشتر غصّه مىخورد . اگر جزئى كسالتى به يك طفلش روى مىداد از شدت آمدورفت مردم و اجماع اطباء راه در آن خانه نبود و شاه آنقدر التفات مىفرمود كه اندازه نداشت . بعد از ناخوش شدن امان الله خان به كلى اين فقرات را فراموش كرد و شرط كرد براى هيچ‌كدام غصه نخورد و ناشكرى و دل‌تنگى نكند . حال اگر نقض عهد كند نمىدانم . جاى هزار مرتبه شكر است . يك موى امان الله خان به تمام آنها ارزش دارد . اين چند روز را متصل در دوندگى بوديم . اسبهاى ما از شدت سوارى از يابوهاى چاپارخانه بدتر شده‌اند . پاى محمد حسن ميرزا الحمد لله بهتر است . سه‌شنبه ششم شهر ربيع الثانى 1314 - 24 درجهء سنبله ، 15 سپتامبر 1896 ميلادى . صبح را از منزل باوجود كسالت و تب ديشب سوار شده خانهء فخر الملك رفتم . گلوى