قهرمان ميرزا عين السلطنه

1056

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

آب تهران : گه‌آلود ديگر اسباب ناخوشى آب است . آب شهر همه‌چيز داخل دارد . از جائى كه آفتابى مىشود تا وقتىكه به گلو داخل مىشود كثافت رخت و كهنه‌هاى بچه و سگ مرده و گربه مرده و به بول و غايط مملو است و بايد تمام اين كثافت را در آب انبار كرده نوش جان كرد . نمىدانم كى گفته بود كه آبهاى شهر طهران از صبح تا ظهر آبى است گه‌آلود ، از ظهر تا شب گهى است آب‌آلود . « 1 » هيچ‌كس دربند نيست كه يك فقره از كارهاى نيك را جارى كند . اين مردم هم روزبه‌روز بىتربيت‌تر مىشوند . مناصب فرمانفرما فرمانفرما مشغول حكومت است اما به همان وضعهاى سابق . علاوهء مناصبى كه نوشتيم حكومت كرمان و چهار فوج و ئيل و سوار قورت بيگلو هم مرحمت شده است . يكى از آن افواج « فوج مخصوص » است . به نايب السلطنه التفات كرده بودند و او مىخواست همراه ببرد . فوج شصت هفتاد هزار تومان نقد و جنس طلب‌كار بود . آقا شنيد مىخواهند عرض و داد كنند كه اگر آقا مىخواهد ما را از وطن دور كند و همراه ببرد اين طلب ما را بايد بدهد . فورا آقا كه اين اظهارات آنها را استماع كرد استعفا نموده فوج خلج قم را در عوض خواست ، مرحمت كردند كه در اين سفر قراول آقا باشند . بعد هم اگر كرمان رفت همراه ببرد . سردار كل مىگفت بعد از آن‌كه صد هزار نفر قشون را از دست آدم بگيرند چرا بايد پيرامون يك فوج بشود . از هر فوج و دسته آقا قراول لازم داشت . مىفرمود البته البته با كمال ميل مىداديم . اين فوج هم مال فخر الملك بود . بواسطهء اتهام آقا كار فخر الملك اين شد . حال هم اين يك فوج را كه باقى گذاشته بودند خود آقا گرفت . دوستى و خدمت با آقا عاقبتش اين شد براى او ، و گمان نشود كه ندانسته كرد . خير ، مخصوصا عمدا اين كار را كرد و الّا فوج زياد بود . از كجا خلج قم را پيدا كرد ؟ وضع تازهء قشون سردار كل خدمت حضرت و الا آمده بود . مىگفت براى قشون نشسته « رژيمان » بندى مىكنم كه از روى نظم و قاعده مواجب و مرسوم و صاحب‌منصب گذاشته و داده

--> ( 1 ) - اين حرف به ياد مىآورد حرفى را كه ويندل ويلكى در ديدار از تهران ( پس از پايان جنگ جهانى دوم ) گفته بود : آب تهران در قسمت شمالى آبى است به فضولات آلوده و در جنوب شهر فضولاتى است به آب آميخته . ( ا . ا . ) .