قهرمان ميرزا عين السلطنه
1049
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
طمع را ازين يك خلعت كنده بود . حامل خلعت حكيم الملك بود و پنج هزار تومان خلعت بها گرفت . بهاى حكومت كرمان - فرمانفرما افخم الدوله مىگفت آقاى نايب السلطنه قبل از سلام به اتفاق صدراعظم به حضور رفت . لباس نظام پوشيده بود ، يعنى نيم رسمى با كلاه نظامى و شير و خورشيد . قداره هم بسته بود . سردار كل و صاحبمنصبان ديگر محض احترام صدراعظم جلو رفتند . رنگش تغيير كرد . ليكن احوالپرسى گرم و نرمى نمود . قبل از سلام بيرون آمده به كامرانيه رفت . كرمان هم نمىرود . ده هزار تومان از فرمانفرما گرفته امسال را به او رجوع كرد . آنچه تفاوت عمل و ماليات وصولى داشت بهجت الملك نايب الحكومهء فرمانفرما گرفته بود . حالا به قم مىرود ، از آنجا ساوه و زرند سر املاكات خود . مىگويد شب عيد كرمان مىروم . ليكن باز دروغ مىگويد . شهرت دارد كه آقا در يك خانه يهوديها را نشانيده ، در يك خانه سادات طلاب را ، در خانهء ديگر دراويش و اهل دعا مشغول ختم و ذكر و چله هستند . آقا هم اعتقادى دارد و از قرار معلوم آنها به آقا وعدهء صريح دادهاند . به اين جهات طفره از رفتن كرمان مىزند و مىخواهد يا طهران يا قرب طهران باشد . اين مطالب خيلى شهرت دارد . همهكس مطلع است . فرمانفرما حكومت طهران را قبول كرد با وزارت پليس و احتساب و تنظيف ، اين سه فقره كار و نظم الدوله را براى ناز ايشان باقى گذاشته بودند . ما شاء الله صدراعظم مدبر و عاقل است . اگر نظم الدوله و اين سه كار را هم از اول مىدادند چيز ديگر مىخواست . براى ناز و قهر آقا چيزى نگاه داشته بود . مستشار الملك و سهم الملك مستشار الملك كه همراه ركن الدوله فارس رفته بود و شاهزاده تمامش كرد و آنچه داشت صرف اين سفر كرد حال آمده و وزارت طهران را گرفت ، يعنى از طرف فرمانفرما . پليس و احتساب و تنظيف را به سهم الملك داد . سهم الملك پسر صمصام الملك عراقى است . دختر نجم السلطنه خواهر بطنى فرمانفرما را دارد . در جزو سوار مهديه و منصور كه ابو ابجمع علاء الدوله است صاحب منصب است . اين دو ساله هم نزد علاء الدوله در خمسه نايب الحكومه بود . حالا امير تومان و وزير پليس شده . سوار خود را به پسرش داده . جوان بدى نيست . مكنتى هم دارد .