قهرمان ميرزا عين السلطنه

1747

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مبلغها مداخل و منافع مىبرند كه جزو آن حسابها ابدا محسوب نيست . همين‌طور تيول و سيورغال ابدى دارند كه منافع كلى مىدهد . مثلا در سى سال قبل ملكى را قبول كرده‌اند در صد خروار و پانصد تومان ، فعلا هزار خروار و سه هزار تومان عايدى آنست . آستانه با آنها همان نقد و جنس سى سال قبل را محسوب مىدارد . موقوفات آستانه در صورتىكه اين موقوفات هريك مصارفى معين و مخارجى معلوم مطابق وقفنامهء شرعى دارد و هريك صد هزار لعن و طعن كرده‌اند كه جز آن مصارف خرج ديگرى نشود . مثلا يك قريه وقف پوستين زوار است . دو قريه وقف سوخت زوار است . چند قريه وقف مريضخانهء حضرت است . حتى براى سرتراشى زوار ، كفش زوار موقوفات معين است . در موقوفات مريضخانهء حضرت نوشته شده اگر دوائى را مريض قى كند در صورتى كه قيمت آن به سه تومان برسد باز مجددا دوا گرفته به مريض بنوشانند . اما ابدا به آن نوشته‌جات عمل نمىشود و احدى پيرامون آن نمىگردد . تمام [ را ] مواجب و مرسوم كرده [ اند ] و سال‌به‌سال زيادتر هم مىشود . كاش اين اشخاص كسانى باشند كه مستحق [ باشند ] يا وظيفهء آنها منحصر به اين مرسوم حضرت باشد و در عوض اين مقررى خدماتى داشته باشند كه شب و روز مشغول باشند . حاشا و كلا . تمام صاحب مكنت يا كاسب و تاجر و صاحب‌منصب يا . . . اين ولايت [ اند ] . به قول قوام الحكما آنچه از خدمات اين مردم ديده مىشود كه گويا منحصر به همان باشد اين است كه شبها از هر كشيك كه نوشتيم از پانصد الى هفتصد نفرند ده بيست نفر جمع شده چند شمعدانى كه براى حرم روشن مىكنند به‌دست هم داده و هريك به احترام بوسى از شمعدان كرده به‌دست ديگرى مىدهد . ديگر جاروبى ، تميزكارى ، خدمات ديگرى ابدا ديده نشده و گويا يك سال هم بمانيم ديده نشود . خريدوفروش مناصب براى هر خدمتى هم قيمتى گذاشته‌اند . هركس بخواهد بايد آن مبلغ را تهيه كرده تقديم متولىباشى و بعضى ديگر نمايد و فرمان آن صادر شود . هروقت هم اين منصب را نخواهد يا خيال رفتن جائى را بكند يا ميل منصبى بالاتر از آن را بنمايد در بازار مشهد مقدس به معرض بيع و شرى درآورده فورا ديگران خريدارى مىكنند . مثلا شغل خادمى كه سالى چهار تومان نقد و سه خروار گندم مقررى دارد در يكصد و پنجاه تومان خريد و فروش مىشود . چنانچه كسب بعضى از مردم قلاش اين شهر شده است كه راهى دارند