قهرمان ميرزا عين السلطنه
1736
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هجوم مىآورند . سرباز كم بودند به جمعيت شليك مىكنند . يك نفر مقتول ، يكى دو نفر مجروح مىشود . با وجود آن جمعيت بهزور غلبه مىكند شيخ محمد را از چنگ سرباز مىگيرند . علما خبر شده آن روز و شب را كنكاش مىكنند و صبح روز بعد به مسجد جامع ( از واهمهء آن دفعه به مسجد شاه نمىروند ) جمع مىشوند . طلاب و مردم شهر آقا شيخ فضل الله و دو سه نفر ديگر از علما [ را ] كه آن دفعه مخالفت كرده بودند جبرا قهرا از خانههايشان به مسجد مىبرند . دكاكين بسته مىشود . فورا برحسب حكم اتابيك قزاق و سرباز و توپچى و سوار از اردو به شهر حاضر مىشود . تمام شهر « مارشاللا » « 1 » مىشود . روز ديگر دستهجات مردم به حالت عزا بيرون مىآيند . حكم مىشود آن حركت را موقوف كنند و كسبه را جبرا حكم مىكنند دكاكين را باز نمايند . روز دوم باز جمعيت سينه زن از مسجد خارج مىشود . نزديك چهارسوق بزرگ سرباز و قزاق به آنها شليك مىكند ، جمعيت فرار مىكنند . به همه جهت دو نعش يكى سيد و ديگرى عام به دست آنها مىافتد كه به مسجد مىبرند . تتمه كه مىگويند يكصد و هفت نعش بوده ديوانيان از ميانه مىبرند و مخفى مىكنند و مسجد جامع را محاصره كرده نمىگذارند كسى داخل و خارج شود . حتى آذوقه را هم مانع مىشوند . علما استدعاى رفتن مىكنند . حكم مىشود الساعه تشريف ببرند . در شب 29 علما از مسجد خارج شده صبح آن روز بهسمت قم حركت مىكنند . پس از رفتن علما برحسب دستورالعمل علما تجار و كسبه و اصناف تماما سفارتخانهء انگليس پناهنده مىشوند . از جانب سفارت هم لازمهء محبت و همراهى مىشود . تا هشتم ماه آنچه اتابيك اعظم كوشش مىكند حضرات از سفارت بيرون نمىآيند . ناچار استعفا مىكند . صدارت مشير الدوله روز نهم جمادى الثانيه به تصويب امير بهادر جنگ و بعضى تركهاى ديگر صبح ميرزا نصر الله خان نائينى مشير الدوله وزير دول خارجه را رئيس الوزرا مىكنند ، ظهر وزير اعظم لقب مىدهند و عصر صدراعظم دولت عليهء ايران مىشود . اصل مقصود علما و مردم از اول عزل اتابيك بود . نكردند و خودش هم آقايان را راضى نكرد تا كار به اينجا كشيد . اتابيك لجوج ، خسيس ، مغرور و متكبر بود . با اين چهار صفت مستحسنه خيلى مردم طاقت آوردند كه سه سال تمام صدارت كرد . اين مصباح الملك ، بعد مشير الملك ، بعد مشير الدوله از نويسندههاى پست امين السلطان
--> ( 1 ) - يعنى حكومت نظامى