قهرمان ميرزا عين السلطنه

1722

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كلى انجام داده‌اند . ديشب خيلى در گار راه‌آهن معطل شديم . دو ساعت از هميشه ديرتر آمد . اما چند نفر ايرانى كه يكى ريش‌سفيد ايرانيهاى بخاراى روس موسوم به مشهدى جليل ، ديگرى نايب ريش‌سفيد كربلائى عباس زنجانى [ بودند ] به من انسانيت و مهربانى و همراهى كردند كه انشاء الله هيچ‌وقت يادم نمىرود . چقدر اصرار نمودند شب را بمانم مهربانى كرده باشند و امروز عمارت امير عبد الاحد ( اين امير عبد الاحد پسر امير مظفر امير حاليهء بخاراست كه هيچ‌وقت هم در بخارا منزل ندارد ) گردش كرده شهر روسها را هم ديده فردا بروم . بعد آب يخ كه از همه‌چيز براى من بهتر بود آوردند . فورا سنكجين بسيار خوب ، دو سه عدد خربوزه و بطرى سكنجين براى بين راه . بارى جان خودشان را اگر مىخواستم دريغ نداشتند . من هرگز آنقدر محبت از كسى در ظرف اين مدت قليل نديده بودم . زنهاى سيستانى جمعى از زنهاى قره‌چى سيستانى در بخارا مدتى بود در خانه‌ها گوش‌برى و دزدى مىكردند . قوش بيگى آنها را گرفته نزد روسها فرستاده بود . آنها هم گفته بودند چون تقصير آنها به ماها مدلل نيست خارج نمىكنيم . قوش‌بيگى هم با سرباز آنها را به گار راه‌آهن فرستاده بود بيرون كنند . اين مشهدى جليل از ايرانيهاى شهر كوچك روس پولى جمع كرده و حضرات را مىخواست به چهارجو روانه كند تا شوهرهاى آنها از كنج خفا بيرون آمده رجعت بدهند . من هم گفتم اگر خرجى آنها كم است هرچه بگوئيد بدهم . مشهدى قاسم گفت ما هرچه داريم مال شماست . خودمان مىدهيم و چيزى نگرفت . بارى از حمالهاى روس صدا كردند سفارش نمودند جائى پيدا كند . اتفاقا هرچه اين جمع و « كاندكتر » زحمت كشيدند در نمرهء اول و دوم مكانى پيدا نشد . حتى نزديك بود در نمرهء سيم هم جائى پيدا نشود . حالا يك اظهار خجلتى مىكردند كه مثل اين بود صاحب راه‌آهن هستند . آخر الامر در نمرهء سيم در طبقهء فوقانى تخته‌ها را انداخته جاى امن محفوظى براى من و تقى تهيه نمودند . زير پاى من دو نفر زن ارمنى منزل دارند . بچهء آنها خيلى گريه كرد . دو ساعت هم ماشين در استاسيون اول و دوم معطل شد . اين بود صبح به جيحون رسيديم ، و الا شب مىگذشت و تماشا نمىكرديم . خيلى كم ديشب خوابيدم برعكس تقى . آخر به فحش برخاست . بعضيها خيلى پرخواب هستند و هر شكل جا و مكان باشد خواه رخت‌خواب باشد نباشد استراحت مىكنند . من جمله شريكه است كه مكرر محل تعجب شده . ماشين حركت كرد . هنوز اطاق درجه دوم و اول هيچ‌يك خالى نشده در همان منزل اول هستيم .