قهرمان ميرزا عين السلطنه
1045
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
درخواست جيره روز شنبه شاه شهر آمد . ديروز افخم الدوله درب خانه رفت . ابلاغ جيره نوشته بودم كه جيره از هذه السنه به ماها مرحمت شود . خودم حالت رفتن نداشتم ، گفتم عرض كن چندين سال است در نظام هستم ، كرورها مردمان بىمعنى به هزار اسم و رسم از مال ديوان جيره و مواجب مىبرند و به ماها دينارى مرحمت نشده . اگر به خدمت است رجوع خدمتى نشده ، وآنگهى آنها چه خدمت نمايانى كردهاند . خواجهها و نوكرهاى مردم چهوقت به دولت خدمت نمودهاند . به ما هم كارى رجوع نشده تقصير از ما نيست . اگر خدمت همان ميدان رفتن و لباس نظامى پوشيدن است متصل مشغول هستيم . اينها را گفته بود . فرموده بودند چندى صبر كنيد البته البته برقرار مىكنم . تا خدا چه خواهد . هركس داخل نظام شده سال اول صاحب مواجب و جيره شده مگر ماها . اگر پول هم به ميرزاها و لشكرنويسها بدهيم احتياط مىكنند و طفره مىروند . پولهاى خزانهء اندرون اين چند مرتبه كه شاه شهر آمده تمامش پول از خزانهء اندرون بيرون آورده و قروض بانك شاهنشاهى را دادهاند . گمان مىكند از اين به بعد باز مىشود پول جمع كرد و شاه شهيد در ظرف يك سال اين پولها را جمع كرده . هيهات هيهات . اين مخارج بىحاصل ، بىمعنى و اين بانك ، دولت ايران را فقير و گدا خواهد كرد . با اين پولها وداع بايد كرد . پول از كجا جمع مىشود . نه صنايع ، نه زراعت ، نه معادن ، نه فتح و ظفر . از كجا مىتوان من بعد پول جمع كرد . دولت ايران مغرور به جواهرات خود نشود . فقيرتر و گداترين دولتهاى روى زمين است . به هر جهت سه كرور پول بيرون آوردند . هفتصد هزار تومان آن را اطلاع دارم اشرفى بود و هزار اشرفى شانزده قران به پاى شاه حساب كردند . هفده هزار ده شاهى به بانك شاهنشاهى دادند و از هر اشرفى يكهزار و پانصد مداخل كردند و حال آنكه نصف و ثلث اين قرض از خزانهء عامره سند داده شده بود و شاه شهيد دستخط فرموده بودند خزانه برساند . گفتند خزانه خزانهء اندرون است . علاوهء آن خيلى بروات درست كردند و گفتند مقارن فوت شاه صادر شده و به صحه نرسيده بود و حساب كردند ، خيلى هم سياهه درست كردند . هرچه خواستند نمودند . شاه هم از احدى جويا نشد . هرچه اظهار كردند داد . مثل مردمان تازه به دولت رسيده اين پول و جواهر و اسباب و مملكت را وجوه بازيافتى گمان كرده و گمان مىكند در هر سالى مىشود آنقدر پول و جواهر آماده و حاضر كرد . قرار اشخاص پدرمرده و به دولت