قهرمان ميرزا عين السلطنه
1679
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
زيارت ما را قبول كند . اجر و مزد در دو دنيا عطا فرمايد ، آمين يا رب العالمين . سعيد السلطنه اخراجى طهران يكشنبه 23 - صبح جناب سعيد السلطنه آمدند . ايشان هم از اخراجيهاى طهرانند . سه چهار روز قبل از حركت من حكم شد به مشهد برود . پسر نظام العلماى تبريز است . رئيسپليس بود . بعد از عزل مكه رفت . پانزده روز بود آمده بود اخراج شد . بسيار آدم خوبى است . هيچ طرف مشابهت با تركها نيست ، حتى با برادرش ناصر السلطنه . ناهار را دعوت به خانهء خودش كرد . آصف الدوله جناب حاجى آصف الدوله پريروز ديدن آمده بودند . خيلى عذر مىخواست كه محض آنكه ترتيب منزل داده نشده بود ديرتر آمدم . بعد از تشرف به حرم اسب از خانهء مظفر نظام آورده بودند سوار شده ارگ بازديد رفتم . وضع حاجى آصف الدوله چندان به فرمانفرماهاى قديم شبيه نيست ، بلكه خيلى ساده و بىتكلف است . جناب متولىباشى هم آنجا بودند . محمد رضا مجتهد كرمان كه باعث نزاع شيخيه و متشرعهء كرمان شده بود و از ظفر السلطنه چوب خورده بود آنجا بود . آقا جوان است و گويا آن حركات از جوانى آقا برخاسته بود . آجر نظامى صحبت خيلى شد . من جمله آجر « نظامى » از بناهاى خيريهء مرحوم حسين خان نظام الدوله پدر آصف الدوله . من گفتم باوجود آن مخارج كه در مياندشت شده حيف است بگذاريد منهدم شود . خصوصا آبانبار آن منهدم بود و به زوار سخت مىگذشت . فكرى كرده گفت بنائى را كه سابقا پدران ما كردهاند اخلاف آنها نمىتوانند تعمير ضلعى از اضلاع آن را بكنند . به چشم . در خيال هم بودم . مىفرستم آبانبار را تعمير كنند . مرحوم نظام الدوله در همان كاروانسرا صد هزار تومان آنوقت خرج كرده . در مسجد گوهرشاد هم تعميرات كلى كرده ، من جمله آجرفرش مسجد است كه از آنوقت به « نظامى » مشهور شده است . اهل مشهد از تدبيرات حاجى آصف الدوله خيلى مىگويند . اسمش را عمرو بن عاص گذاشتهاند . چون سه سال است حكومت مىكنند ، مردم ملول شده عقب جديدى مىگردند . در باب تيول تربت مرحوم اميرزاده هم پيغام داده بودم يا واگذار كند يا مقررى