قهرمان ميرزا عين السلطنه
1648
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سرخه دو ساعت و ربع كم ، راه آمده به قريهء سرخه رسيديم . سورچى ايستاد كه بايد اسب را خوراك داد و الّا نخواهد رفت . ناچار پياده شديم در باغى رفتيم نشستيم . توت داشت ، اما دانهدار . صاحب باغ مىگفت خوراك ما حاليه توت است ، آن را هم باد نمىگذارد . زردآلو و آلوچه داشت . جو را همهجا از ورامين به اينطرف درو كردهاند . گندم نزديك است . سال گذشته همهجا مثل طهران و آن سمتها حاصل كم بوده در اينجا سى تومان قيمت گندم بوده . سرخه چهارصد خانوار است . باغات بسيار خوب دارد . [ او ] مىگفت انار اين ولايت و خربوزهاش بسيار تعريف دارد . زنها جمع شدند همه التماس دعا مىگفتند . تازهگل خيلى پرحرفى مىكرد . گفتيم روضهخوان است . التماس كردند روضه بخواند . او هم عربى بناى نوحهخوانى گذاشت . خندهء سايرين قدرى اسباب لغوى عمل او شد . چون زنها بسيار جمع شدند من برخاستم . بعد معلوم شد از عهده برنيامده پيرزنها نفرينش كرده بودند . اين مرتبه بنا شد مطربى را پيشه كند كه استاد آن فن شريف است . سورچى ميل نداشت بعد از يك ساعت و نيم توقف باز حركت كند . خودم رفتم دو سه تشر و چند فحش داده تا از قهوهخانه بيرون آمد و مالها را آب داده بست . يك ساعت از ظهر گذشته بود سوار شديم . راه باز بد بود ، خصوصا مسيل رودخانه كه اسبها را خيلى خسته كرد . خربوزه و پنبه بسيار كاشته بودند . سرخه بسيار دهآبادى است . هوا گرم شد باد شديدتر شده . عينك دكان آنتوان روز قبل از حركت از دكان « آنتوان » يك عينك به دو تومان خريدم كه پارچه دارد و براى باد و خاك بسيار نافع است ، خصوصا با چشمدردى كه بيست روز قبل داشتم . شريكه و افخم الدوله مىگفتند گران است لازم نيست . از قضا بسيار لازم شد و چقدر براى خاك خوب است . هر روزش دو تومان ارزش دارد ، اگر نبود حكما چشمم درد مىگرفت ، چنانچه چشم حاجى سرور درد گرفته ، من چايى تجويز كردم بريزد . علت تأخير سفر ما مىبايست دو ماه قبل آمده باشيم . چون حضرت و الا از ملاير عزل شدند و مدتى