قهرمان ميرزا عين السلطنه
1628
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
توجه كردم . ملا شكر الله گرمارودى فى الجمله از طب سررشته داشت آمد خون گرفت ، اماله داد به هزار مشقت خداوند صحت كرامت كرد . عرقى كرد و حالا بعد از ده روز بهتر است ، لله الحمد از خطر گذشت . بسيار بد دوا تشريف دارند و خيلى اذيت كرد . ساير ناخوشها هم بهترند . زيادى كبك و قيمت آن عصر حمام رفته بعد پائين روچ شكار كبك رفتيم . بسيار دارد . اما ازبس گريزگاه آنها نزديك و سخت است از ده زربه به يك زربه اگر آدم بتواند تفنگ خالى كند هنر كرده . به هزار ماجرا دو كبك زدم . جز خود الموتى هركس روزى دو كبك بزند اول شكارچى است . الموت كبك زياد دارد . اما جا بقدرى سخت است كه نمىشود شكار كرد مگر زمستان كه كنار شاهرود مىآيند . علت زيادى كبك هم در الموت همين سختى مكان و بتهء خوب است كه دارد و الّا هرگز زياد نمىشد . مثل اينكه جلوى عمارت ما در جنوب پشت نسا كبك از صبح تا عصر مىخواند و پرواز مىكند . شنيده و ديده مىشود . اما از بس سخت است آن هزار قدم راه را نمىتوانيم برويم و شكار كنيم . فرهها خال انداخته [ اند ] و موقع خوردن آنها است . زمستان مىگويند بسيار شكار كبك سهل است . الموتيها پياده و با دام مىگيرند و دانهاى سى شاهى پيشخريد دلال مىفروشند كه طهران مىبرند . به نايب الحكومهء الموت براى ارسالى طهران دانهاى دهشاهى بايد بدهند . هنگام خريدارى هزار سوراخ قايم و مخفى مىكنند . اما باربار به سايرين مىفروشند . غروب منزل آمدم يك دانه فره براى حضرت و الا كبك نر نصيب خودمان شد . ميرزا يحيى خوب آبدارى است . غذاهاى خوب طبخ مىكنند اگر ناخوش نباشد . مزد پيراهندوزها يكشنبه ششم جمادى الثانيه - دو شب بود هوا بواسطهء مه سرد بود امروز قدرى بهتر شد ، اما بىانقلاب نبود . علامت پائيز است . حضرت و الا حمام بودند . بعد اينجا تشريف آوردند . فرمودند چنگيز و رضا و بالاخان را بالاى نسا شكار كبك فرستادم . از اينجا تماشا مىكرديم سه چهار تير انداختند . پس از آمدن دو كبك آوردند . يكى چنگيز زده بود . ديگرى را بالاخان مىگفت زدم . به نظر خيلى مستبعد آمد . چنگيز خوب شكارچى شده همهروزه براى ما كبك مىآورد . پريروز دو كبك و يك خرگوش زد . خيلى زرنگ است فقط در شكار . ديگر ابدا ثمرى ندارد . هميشه كاكا اسباب زحمت من است . آنقدر در زنجان به او رسانيدم الان آه در بساط ندارد . خياط اردوى ما هم هست .