قهرمان ميرزا عين السلطنه
1612
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
گذاشتم ، بچهها را هم براى زيارت امامزاده زرآباد از آن راه بياورد . غافل كه راه به اندازهاى سخت است كه انسان از عمرش بيزار مىشود . در كمال صعوبت از اين راه سخت صعب به زرآباد رسيديم . بعد از مدتها آبدارى و غيره رسيدند ، هوا مه بود و الّا آفتاب و گرماى كنار شاهرود با اين سختى راه تماممان كرده بود . زرآباد جاى بسيار قشنگى است . درخت چنار كهن درختهاى گردوى قوى دارد كه دانهدانه در ميان زمينهاى مرتبه به مرتبه سايه افكنده ، تماشا و عالم ديگرى دارد . چنار قوى امامزاده مشهور است . خيلى خيلى بزرگ است . روز عاشورا بيشتر از دو سه هزار نفر جمعيت از دهات اطراف به زرآباد جمع مىشوند . مىگويند مقارن ظهر عاشورا قطرات خون از چنار جارى مىشود . اين مطلب را دربارهء چنار امامزاده صالح ( ع ) تجريش طهران هم مىگفتند . اما چندى است موقوف شده و ديگر نشنيدهام . عوام اعتقادى دارند . زن زيادى گرد ماها جمع شدند . بالاخان به زبان مازندرانى سربهسر آنها مىگذاشت . باوجود خستگى زياد خيلى خنده كرديم و مشغول شديم . درياچهء اوان پنج ساعت به غروب مانده سوار شديم . درياچهء اوان جاى بسيار قشنگى بود . اين دهات خيلى مصفا هستند . درختهاى گردوى اينجاها حقيقة تماشا دارد . به اين زيادى و به اين بزرگى كمتر ديده بودم . دو دفعه راه را گم كردم اما زود ملتفت شديم . از ده استلهبر گذشته بالاى گردنه كه اول خاك الموت باشد رعيتها با قربانى ايستاده بودند . حضرت و الا يك ساعت قبل از من رد شده بودند . سرازيرى بسيار بدى بود . چند نفر از رعيتها را براى حمل بچهها گذاشتم . خودم به صاين كلايه خانهء قاضى الموت و خدمت حضرت و الا رسيدم . جناب رفعت السلطان حاكم الموت شوهر همشيرهء مكرمه ماهوش خانم ( نواب عاليه ) اينجا ملاقات شد . مسيو دمورگان صاين كلايه جزو ناحيهء اندجرود است . شاليكارى دارند . هوايش گرم است اما مه به