قهرمان ميرزا عين السلطنه

1598

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

داديم . يك ماه است متوارى شده‌اند . ازبس مفخم نظام سفيه و ديوانه است . از ابراهيم‌آباد هم گذشتيم . آب رودخانه زياد نبود . در قشلاق بكتاش همان خانهء كل حسن نايب پياده شديم . سوارها را با حشمت السلطان به اميرآباد گفتم رفتند . كل حسن نبود . ناهار هم همراه نداشتيم . ميرزا يحيى غفلت كرده بود دو تا مرغ هم نداشت . نان و پنير با پياز صرف شد . دو دانه تخم‌مرغ هم بعد از گردش زياد در اطاق كل حسن پيدا شد . يكى را من و ديگرى را فخر الممالك خورديم . اين سمت برف هيچ نيست و زمين رطوبت كمى دارد . گويا ديشب اين سمت رودخانه برف نيامده ، باران هم نيامده باشد . چاى خورده سوار شديم . آدمى هم دوز كند فرستاديم شاهسونها را اطمينان داده به بكتاش بياورند . اين قشلاق را هم مفخم نظام پراكنده و خراب كرد . بارى تا اميرآباد نيم فرسنگ راه بود . يك ساعت به غروب مانده خانهء نعمت الله خان پياده شدم . اين ده هم بواسطهء عداوت نعمت الله خان و غلامعلى خان عموزاده‌اش خراب شده ، ازبس باهم جنگ و نزاع كرده و مأمور آورده‌اند . ملك خوبى است اگر خراب نباشد . جزو بلوك قزل كچلو است . مفرش و ميرزا رحمت الله خان سررشته‌دار ايل با فراشها ديشب را اين‌جا آمده‌اند . ساير بارها با نوكرهاى فخر الممالك هنوز از ايلى بلاغ نيامده‌اند باوجود فرستادن آدم . امشب گفتم به شاهزاده قدرى سخت‌گيرى كنند و بگويند به خيال شهر رفتن نباشد . تا پول را نداده من شهر برو نيستم . برهان الممالك دو دفعه پيغام برد . گفتم قدرى نقد و قدرى تمسك قبول دارم . تقديم پسرهاى عبد العلى خان هم به عهدهء خودش است . تا چه نتيجه بخشد . دو « سرمست » يكشنبه 13 - سختيهاى ديشب فايده نكرد ، مصمم رفتن شهر شديم . از راه نعم‌گير سربالا شديم . يك كره كرنگ هم نعمت الله خان تقديم كرد . برف زياد بود . اين راه گردنهء دوز كند را نمىبيند . ناهار مختصرى در شيخ جبير ( شيخ جابر ) ملك اسعد الدوله خورديم . برف زياد بود . خيلى ييلاق است . همه‌جا سرازير آمديم تا دشير عليا « 1 » ملكى جناب نظام السلطنه ، اطاق بدى نداشت . خالصهء ديوان بوده . هوا ابر و سرد بود . شب سه نفر از نوكرهاى حشمت السلطان كه مخفى آمده بودند گرفتار شدند . « سرمست » آدمش را به اشتباه « سرمست » مشهور گروسى تنبيه كامل نموديم . بعد معلوم شد او نيست . خدا

--> ( 1 ) - دهشير بالا - دهى جزء دهستان ايجرود بخش مركزى شهرستان زنجان .