قهرمان ميرزا عين السلطنه
1592
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مىزد . حكايت « كرم » و معشوقهاش « اصلى » را گفت . خيلى خوب حكايتى بود . وضع مخصوصى راه مىروند و رقص مىكنند . وضع قديم ايران است . مكرر من ديدهام . اسعد السلطنه مىگفت تا چند سال قبل هركس اسم « كرم » را به بىاعتنائى در ميان شاهسونها مىبرد يا فحش مىداد او را مستوجب قتل مىدانستند و به قدر قوه كتك مىزدند . شعرهاى خوب و تصنيفهاى قشنگ ما بين حكايت مىگويند . داستان شورانگيز آنها حكايت « كرقلى » است . مشغولياتى بود . فخر الممالك هم نديده بود تعجب مىكرد . جمعه چهارم رمضان - هيچ سالى يادم نمىآيد ماه رمضان را اينطور گرفتار شده باشم . عوض اين روزهها را گرفتن صد مقابل سختتر از حالا است . روزها در كنار رودخانهء ايالو گردش مىروم . شكارى ندارد . دو مرغ باغى كه « ابيا » مىگويند چنگيز زد كه بسيار بسيار قشنگ بود . اين كوهها هم كبك ندارند . باقى ماليات شاهسون بارى ازبس اسعد نظام براى انجام كار مفخم نظام آمد و رو انداخت ناچار شديم كه خيلى به اختصار كوشيم . اين اسعد نظام نوهء زين العابدين خان معروف است . ازبس آدم خوبى است نمىشود از حرف او تجاوز كرد . سه مرتبه است اهالى « سونتو » از روزى كه از شهر بيرون آمدهام پراكنده شده و هريك رعيتش بهجائى رفته . هيچوقت اهل اين قشلاقات و خوانين آنها آنقدر واهمه نكرده بودند . بيشتر هم از آن حكايت طارم و برهان السلطنه چشمشان ترسيده . سيصد تومان دو روز قبل از ورود من به فخر الممالك اسب و پول داده . حاليه هم از بابت باقى مالياتش دويست تومان و يك اسب كهر داد . براى من هم در صورتى كه هزار و ششصد و هفتصد خيال كرده بودم سه نفر شتر يك سال و نيم نر و يك « ميانقالى » هفت ذرعى آوردند . دستخط اطمينانى نوشته كه مفخم نظام و رعيت سونتو را اسعد نظام جمعآورى نمايد . چون خيلى نزد خودم تصور مداخل نموده بودم ، اينطور شد . اين شترها هم بهار زير بار مىروند . بهادر السلطان فرارى است . معلوم نيست كجا رفته . پدرش هم مىگويد گيرش بياوريد مرا هم نجات بدهيد . لله آقا هفت ماه بود در « مانشان » « 1 » ده اسعد السلطنه بود . امروز جبرا روانهء شهرش كردم . گفتند صد تومان عايدش شده . خودش كمتر مىگفت . زنش زنجان است . شهرت داده بودند مرده . مرا آسوده نمىگذاشت . شب عاشق آمده تتمهء نقل « كرم » را گفت . آدم بامزهاى است .
--> ( 1 ) - ( - ماهنشان )