قهرمان ميرزا عين السلطنه
1563
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سفرنامهء ابهر 14 جمادى الاول - مسلخ جمادى الاولى 1320 مسعود الملك سهشنبه 14 شهر جمادى الاول سنهء 1320 هجرى - تمام درجهء اسد . به عوض ديروز كه دوشنبه بود صبح زود بيدار شده سوار شده بوديم . امروز را ميل داشتم ديرتر برخاسته و بعد هم حمامى بروم كه مدتى بود مقدور نشده بود . پشتسر هم احضار مىشدم كه حضرت و الا خواستهاند . صرفنظر از هردو نموده بيرون رفتم . جمعى در اطاق اول نشسته بودند عذر خواسته خدمت حضرت و الا رفتم . مشير الممالك وزير نشسته بود . چند طغرا پاكت به ترتيب دادند ، معلوم شد مسعود الملك كه براى جزئى اختلافى كه در ابهر ما بين حاجى محمد خان و نظر على خان امير آخور توپخانه و امام جمعه روىداده بود مأمور شده رفته بودند مقصرى را احضار كرده نيامده و شرارت كرده چند نفرى براى دستگيرى او رفتهاند من جمله مير فتح الله . نايب سوارهء خمسه با قمه زده يك دست مير فتح الله را قطع كردهاند . حاجى محمد خان هم جمعيتى از نورينى و درسجينى « 1 » و خرمدره گرد خود جمع كرده آشكارا شرارت مىكند و اطاعت ندارد . ابراهيم خان پسر مسعود الملك امسال خوب از عهدهء حكومت ابهر برآمده بود . مسعود الملك كه از عقلا و مدبرين خمسه است اينطور به سرش آمده . خيلى محل تعجب شد . باز حكايت سال گذشتهء وزير شد . چنان صلاح ديدند كه همانطور چاپارى بروم .
--> ( 1 ) - نورين و درسجين - از دهستانهاى ابهررود بخش ابهر زنجان .