قهرمان ميرزا عين السلطنه
1552
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
گداهاى عتبات - حرامى افخم الدوله مىگفت سفر مكه از اين راههاى متعارف حرام است نه واجب . دو هزار نفر گدا از عتبات همراه شده بودند . يك لقمه شام از گلوى احدى به راحت پائين نرفت . سفرهء ناهار پهن نشده سى نفر ، چهل نفر اطراف چادر را گرفته بودند . از چشم آدم بالا مىرفتند . لقمه را از گلو بيرون مىآوردند . دزد به اندازهاى بود كه يك شب كسى خواب راحت نداشت . هركه را هم تنها مىديدند فورا مىكشتند و تمام اين اعراب تفنگهاى تهپر « كرا » كار فرانسه داشتند و احدى از عقبماندهها جان بهدر نمىبرد . تا روزى كه از شام نگذشته [ بوديم ] امير حاج و عسكر همراه نبود ، خودمان بهتر حفظ مال و جان خود را مىكرديم . پس از آنكه عسكر همراه شد فى الجمله غفلت كردند آنقدر كشته [ شدند ] و مال بردند كه اندازه نداشت . از مدينه كه خارج شديم و محرم بوديم بدتر از و با حراميهاى حرامزاده و اعراب حرب بودند كه قتل رافضى را عبادت [ دانسته ] خيرات اموات خود مىكردند . ابدا دولت عثمانى در آنجاها استقلالى ندارد ، يا نمىخواهد به حاج خوش بگذرد كه از راه جهنم بدتر است . هشتاد هزار ليره دولت عثمانى همراه حاج كرده بود كه « اخوه » اعراب بود . منزل به منزل آمده پول و خلعت خود را گرفته مىرفتند . باز كسى راحت نبود . بارى تفاصيل سفر حضرات بسيار است خودشان روزنامهء وقايع سفر را مفصلا نوشتهاند . گلههاى مادر قاسمى تا عصر آنجا بوديم . گلين خانم هم دل پردردى داشت . گلههاى « مادر قاسمى » فراوان مىكرد . غروب به كوريجان آمديم . رعيتهاى حصار سبزى و خيار و باقلا از شهر آورده بودند و چقدر زندگى در ده سهل است . ما روزى ده نفر نوكر مفت داريم كه هركار بگوئيم مىكنند . هرجا بخواهيم مىروند بدون يك شاهى مواجب يا يك تكه رخت . دوشنبه غرهء شهر ربيع الثانى - بهخير و سعادت از خواب برخاستم . رفتن طول كشيده بود . الحمد لله امروز نواقص كارها درست شده فردا بعد از ظهر حركت مىكنيم طهران و خمسه . سلامتى حضرات و روز خروج را تلگراف كردم . در حياط يكى از رعايا كه بارهاى زيادى را گذاشته بودند عروس صاحبخانه بخارى را آتش مىكند غافل از آن كه « طايهء » يونجه روى آن است . يونجه آتش گرفته اطاق هم شعلهور مىشود . نوكرها پشتبام رفته هرچه فرياد مىكردند يك نفر رعيت براى درمان در ده به اين بزرگى نبود . تمام صحرا رفته بودند ، مشغول درو بودند . اگر نوكرهاى ما نبودند تمام اين خانهها آتش