قهرمان ميرزا عين السلطنه
1542
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
راه امروز ده فرسنگ بود و خيلى صدمه خورديم . اسبها شقاق شده بهسختى آمدند . سيد حمزه امشب با اين خستگى دنبال تقى و رضا بيك تا وقت شام در باغ چوب به دست دويد كه چرا شيخ جعفر گفتهاند و ماچ كردهاند و درختهاى باغ زردآلو است . به هزار زحمت خوابيد . اسب قشنگ سه اسب براى درشكه خريدهام : كرنگ ، سمند ، يال دمسفيد . خيلى تازگى دارد و بسيار هم جنسا و تركيبا ممتاز مىباشند . سه سال و چهار سال و پنج سال مىباشند . لنگهء ديگرى هم پيدا شده ليكن هنوز نخريدهام . به درشكه هم چند مرتبه بستهام . مىبرم كه حاج افخم الدوله طهران برده درشكهء مرا هنگام آمدن خمسه بياورد . خيلى قشنگ اسبهائى هستند . گمان نمىكنم كسى اين رنگ و به اين قشنگى اسب كالسكه داشته باشد . املاك جهانشاه خان پنجشنبه 19 ربيع الاول - صبح از خستگى قدرى خوابمان برد . يك ساعت به دسته مانده سوار شديم . باد مىآمد و غنيمت بود زيرا گرما صدمه مىزد . دهات جهانشاه خان اطراف ما را احاطه كرده بود . قريب يكصد پارچه آبادى را مالك شده است . همه آباد ، همه مرغوب . هركس هم آن اطراف ملك دارد فرقى نمىكند ، باز مال اوست . از گوجه ييلاق گذشته به فلان رسيده ناهار افتاديم . گوجه ييلاق منزلگاه است . اما ما براى تزلو كه آخر خاك خمسه است مىرويم . هرچه كردم خوابم نبرد . چهار و نيم به غروب مانده سوار شديم . راه صاف و كمى سربالا بود . از رودخانهء بزين گذشتيم كه محال بزين رود خمسه كه تمامش مال امير افشار است به اسم اين رودخانه ناميده مىشود . توزلو همهجا پيدا [ بود ] و هرچه مىرفتيم نمىرسيديم . غروب با خستگى تمام وارد توزلو شديم . فتح الله خان - تقى خان تقى خان پسر فتح الله خان زرينآبادى كه چندين سال مصدر شرارت بود و آخر الامر به تدابير زياد سپهسالار در حكومت ، خود او و محمد حسين خان را گرفته در سلطانيه سر بريد ، بعد اينجا آمده خانهء آنها را چاپيد و آتش زد . از آن به بعد محال بزينرود آسوده شده اين جادهء عمومى از دست هرزگى آنها آسوده و راحت گرديد . حاليه پسرش تقى خان در سراب خاك همدان منزل دارد . امروز اينجا آمده بود . ما رسيده و مهمان او