قهرمان ميرزا عين السلطنه
1538
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ماه است اين شغل را به افتخار نظام محمد طاهر خان سرتيپ مرحمت فرمودند . بيكار بود تا اين اغتشاش ابهر جلو آمد حاكم شد . در ابهر كه بوديم اطاقش نزديك اطاق من بود حاكم هم نشده بود . يك نفر نوكر ترياكى داشت . صبح بعد از سرفههاى زياد و صداى عجيب و غريب كه از حلق و گلو درآورد صدا مىزد « آى اوشاخلر كيموار بىريز گليز » ، « 1 » « يعنى آى بچهها كى هست اينجا يكى بيايد » . حالا كه حاكم شده است چقدر افاده كند . خيلى هم بدمنصب تشريف دارند . خدا به داد برسد . تقديمىها چهار ساعت به غروب مانده از خرمدره سوار شده بيرون ده همه را مرخص كردم . محمد حسين خان هم بعد از ما حركت كرد . دو ساعت به غروب مانده هيدج رسيدم . خانهء آخوند ملا غلامرضا پياده شده نماز خواندم چاى خوردم . چند سالى اين هيدج تيول حضرت و الا بود . آخوند را از آنوقت مىشناسم . رعيتها آمدند اظهار خجالت كه چرا بىاطلاع آمديد . خودشان را يك نوع بسته مىدانند . اسب چاپارى حاضر شده شب را صاين قلعه خبر كرده بودند غروب رسيديم . ابدا تهيه نديده بودند . سيورسات خبر نكرده بودند . من هم سربازهاى ده را گفتم ريشسفيدان را حاضر كردند ، هشت نفر تنبيه شدند . بعد از تنبيه همهچيز حاضر شد . يك زوج كنارهء قالى هم تقديم دادند . شب ميرزا نصر الله به التماس آمد كه تقى خان دست به دامان من شده كه به هركس مرا مىسپاريد بسپاريد از دست محمد حسين خان خلاصم كنيد . صد تومان تقديم داد . پنجاه تومان هم به محمد حسين خان ، چهل تومان هم به ميرزا حبيب الله خان ، پنجاه تومان هم قيمت اسب امين الذاكرين ، ميرزا نصر الله هم معادل پنجاه گرفته بود . تمسك هزار و چهار صد و پنجاه تومان هم سيفعلى خان داد با يك التزام كه يا سه روزه پول بدهد يا تقى خان را شهر حاضر نمايد . از منزل محمد حسين خان به خانهء سيفعلى خان روانه كرده قرار شد در سلطانيه حبس باشد تا پول برسد . شب زود خوابيدم . جمعه سيم شعبان - صبح زود سوار اسب چاپارى شده هوا سرد بود ، زمين يخ بسته بود . دو ساعت كشيد تا به سلطانيه رسيديم . سيفعلى خان همراه بود . دو فنجان چاى خورده تا اسب حاضر شد . تمام را تاخت آمدم . سه ساعت كشيد تا شهر . چهار ساعت و نيم به غروب مانده بود كه وارد شدم تفصيلات را به حضرت و الا عرض كرده الحمد لله به خوبى و خوشى اين سفر طى شده و ماليات وصول شد . كوكب خانم و بچهها لله الحمد سلامت بودند . و السلام 1319
--> ( 1 ) - آى بچهها . كى است . يكى بيايد .