قهرمان ميرزا عين السلطنه

1533

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شرفياب خواهد شد . اما خيال من آسوده نيست و نمىدانم چه پيش خواهد آمد . شب خسته بودم اما راحت خوابم برد . هواى ابهر هم دو سه روز است خوب شده . امروز هم ابر بود . اما باران كمى در صاين قلعه خورديم . شب تمامش به خيالات گذشت . پنجشنبه 24 رجب - صبح را امام جمعه ، شيخ الاسلام و سايرين ديدن كردند . در اطاق ، حبس محترم بودم . حياط كوچك و جمعيت زياد [ است ] نمىشود حركت كرد . كاغذى براى نبى خان مقدم نوشتم و پيغاماتى به توسط عباسقلى خان دادم كه يا اسبهاى وعده‌اى را بده يا آماده باش كه خودم خواهم آمد و به قدر صد اسب ضرر خواهى برد . من حاجى محمد خان نيستم كه از عهده برنيايم . يك كاغذ هم به مظفر لشكر نوشتم كه بيايد ابهر . حمام رستم ناهار خورده حمام رفتم . حمام كهنهء بزرگى است موسوم به حمام رستم . خيلى قديم و كثيف است ، با وجودى كه دو روز است تميز كرده‌اند . بعد منزل آمده به انتظار تشريف آوردن تقى خان شام شد . يك ساعت از شب رفته گفتند تقى خان حاضر است . وارد اطاق شده تمام را شكوه و شكايت از سيد رجب و محمد حسين خان داشت و مىگفت رو به روى من فشنگ در تفنگ گذاشتند ، من هم رفتم كه مفسده نشود . اطمينان كامل داده او هم با كمال شادى رفت . ما هم با شادى خواب كرديم . ماليات خودتان شنبه 26 - خانهء شاهزاده عليقلى ميرزا دعوت داشتم . امام جمعه ، برادرش ، شيخ الاسلام ، امين العلماء قرووى « 1 » بودند . ديروز به حساب تقى خان رسيدگى كرده صورت‌حساب را شهر فرستادم . خيلى باقى دارند . فعلا كارى كه شد دو تمسك را دادم در حاشيه يك ماهه ضمانت كرد و آنچه قبض خورده بود با بعضى وجوهات از قبيل پول روزنامه و كتاب و تحويلدارى و غيره را حساب كرده قبض يك تخته دادم . تقريبا صد تومان بدون سند بود كه حساب شد . هرچه كردم تمسك هزار تومان فرع را گرفته قبض ندهم قبول نكرد . ماليات هم در محل زياد نيست . كدخداى محلهء بالا را آوردند خوب حرف زد . گفت شما آمده‌ايد ماليات خودتان را بگيريد يا مطالبات حاجى محمد خان را . اگر مطالبات را مىخواهيد وصول كنيد بسيار است . با تمام ماها دادوستد دارد . اگر ماليات خودتان را مىخواهيد بگيريد كه نزد ما باقى نيست . ناهار خوبى بود . امام جمعه

--> ( 1 ) - منسوب به قروه از دهات زنجان .