قهرمان ميرزا عين السلطنه

1025

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سال 1314 چهارشنبه پنجم شهر محرم الحرام 1314 - صبح را حضرت و الا درب خانه تشريف بردند . اعليحضرت اقدس شهريارى امروز يك جهت قصر و عمارت صاحب قرانيه ييلاق تشريف بردند . تماما در حياط دربار ايستاده بوديم . نزديك آمدن شاه نوكرها تمام مردم را بيرون كردند . احدى در حياط تخت مرمر باقى نماند . درها را هم بستند . بعد شاه بيرون تشريف آورد . لباس شاه تمام مشكى بود ، كلاه غيرنظامى ، عصاى مشكى هم دست گرفته بودند . بعد از اظهار التفات به حياط تخت مرمر تشريف‌فرما شده . دو سمت تخت مرمر را مقرر فرمودند عمارت ساخته شود براى صدراعظم و سايرين . عمارت تخت مرمر شمال و جنوب ، سمت مشرق و مغرب باز بود . اين دوجا را حكم شده بسازند . تمام صحبت تا دم درب طويله و نشستن به كالسكه همين بود . شاه به عقيدهء زنها از قرارى كه گفتند تمام خيابان را تا دم دروازه خلوت كرده ، در پشت‌بامها هم پليس و فراش گذاشتند كسى نباشد . سوار و سرباز زيادى هم در دو سمت خيابان صف كشيده ، احدى شاه را زيارت نكرد . خيلى شاه را ترسانيده‌اند . بيشتر صدراعظم باعث است . احدى باغ نمىرود . اجزاء خود شاه هم اين فقره را غنيمت شمرده براى آن‌كه ديگران داخل نشوند تقويت و همراهى از گفتهء صدراعظم نموده‌اند . بهرجهت اين واهمهء شاه اسباب رنجش تمام مردم شده . تمام محترمين از دخول به باغ ممنوع هستند . به اين جهت بد مىگويند . در به‌روى چاكران قديم صديق بستن البته اسباب انزجارخاطر مىشود . اين‌جا مملكت چين و ژاپن نيست . شاه را بايد همه‌كس زيارت كند و عرض حال خود را