قهرمان ميرزا عين السلطنه
1506
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حكومت سال نو با پست پريروز فخر الملك شرحى نوشته بود كه در دوشانتپه به شاه در باب حكومت سال نو حضرت و الا گفتگو كردم . فرمودند سال نو حكومت با خودشان است . همينطور با صدراعظم و از او قول گرفتم كه به حضرت و الا مژده بدهم فرمودند بلى . اسعد الدوله هم شرحى نوشته بود . يك بلا كه احتساب الملك باشد از سرما رفع شد . اگر اين رشيد الدوله هم رفع مىشد آسوده بوديم . احتساب الملك خيلى از ما در طهران بد گفته . خوب است همه او را مىشناسند . تفنگ و فشنگ شنبه 21 شوال - اسباب رفتن حسام نظام هنوز سرنگرفته . اين رشيد الدوله واضح اخلال مىكند ، امروز جمعى هم در مجلس بودند . حسام نظام قبض فشنگ مىنوشت ، او گفت نمىدهم . باز اصرار كرد كه شايد لازم شد براى احتياط همراه مىبرم ، اگر لازم شد آنوقت نمىشود به طرف مقابل گفت دست نگاهدار تا از شهر فشنگ برسد . مثل اينكه ذخيره و اين تفنگ و فشنگ مال پدرش است . جوابهاى بيمعنى مىداد . ديگر طاقت من طاق شد آنچه توانستم گفتم و فرستادم عاصم السلطان رئيس ذخيره را آورده فشنگ گرفتم . بعد هم براى سان سرباز و سوار ميدان رفتم . موزيك هم حاضر كرده بودند سان ديده آنها رفتند كه حسام نظام هم فردا برود . از آنجا خانهء فخر الممالك رفتم . مظفر الدوله ، اسعد السلطنه ، ثقة السلطان ، لشكرنويسباشى خمسه ، عاصم السلطان ، منشىباشى بودند . تلگراف عماد السلطنه نيمساعت از شب رفته رئيس تلگرافخانه آمد . بعد از نشستن گفت خدمت حضرت و الا تلگرافى رسيده چون به اسم شما بود نگرفتند . حالا مژدگانى مرا معلوم كنيد تا بدهم . من ملتفت شدم چه مطلب است . زيرا معهود بود اگر عمل سال نو گذشت آقاى عماد السلطنه تلگرافى بكند . كمكم اهل مجلس هم ملتفت شده ثقة السلطان قلم دست گرفته اسامى انجمن را نوشته آنها هم با كمال شادى و خوشحالى هريك مبلغى به پاى خود نوشتند ، تقريبا دويست تومان شد . مضمون تلگراف اين بود « نواب اشرف امجد و الا عين السلطنه دام اقباله ، آن عمل به مباركى الحمد لله تمام شد . عماد السلطنه . » پارسال را چيزى نداده بوديم مفت بود . اما امسال را دو هزار تومان تقديم داده شد و الحمد لله به