قهرمان ميرزا عين السلطنه
1501
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خود آنها رد كرد . همينطور سوار خمسه ابوابجمع اسعد الدوله . فوج مظفر الدوله را هم كارى نمىكند . ماند فوج دوم جمعى علاء الدوله و سوار دويرن . فوج را مشغول دادن است و هرروزه با حضور من مىدهد . اما سوار بنا بود بعد بدهد كه اين تغيير واقع شد . حالا پاى فخر الملك بهميان آمد نبايد گذاشت او بدهد . اين بود كه در جواب عريضهء فخر الملك حضرت و الا فرمودند جواب را من مفصلا بنويسم و به قدر هشت ورق تفصيلات را شرح دادم . اسعد السلطنه از محترمين دويرن شهر است مىآيد . و خود او شرحى دستور العمل داد نوشتيم تا جوابها چه قسم برسد . شبها خيلى بلند است و قدرى هم بيكار هستيم ، مگر وقتى كه عين الملوك بيدار شود . احتساب الملك - رشيد الدوله - اجلال السلطنه شب دوشنبه يازدهم است . تنها در بيرون نشستهام . امشب را تعطيل كردهاند . تلگراف خوبى عصر رسيد كه رشيد الدوله و احتساب الملك كه بعضى اشخاص بهعنوان آنها تلگرافات مىكردند ابدا حق ندارند بدون اجازهء حضرت و الا اقدامى كنند و حكم با خودتان است . صلاح هست اجرا كنيد نيست نكنيد . احتساب الملك رفته است . رشيد الدوله هم حالا كه ايل با فخر الملك شده دماغى ندارد زيرا از مواجب سوار مداخل زيادى براى خود تصور كرده بود . ما هم محض آنكه او حاضر خدمت بود و چندان اخلاص به اجلال السلطنه نداشتيم محل و پول را بنا بود به او بدهيم . حالا ديگر وجوبى ندارد و نمىدهيم . هوا امشب كه شب اول جدى و چلهء بزرگ است در خمسه كه از بلاد مرتفع سردسير ايران است مثل اواسط حوت است ، نه برفى ، نه سرمائى ، نه يخبندانى . بهار حقيقى است . زمينها بيشتر سبز ، و هوا با آفتاب سوزانى [ است ] . احدى تا حال همچو هوا در اين فصل بهخاطر نداشته . طهران كه گويا ابدا احتياج به آتش نيست . اگرچه اينجا هم ضرورت ندارد . شاه و خيال سفر فرنگ از راه طالش از طهران آقاى عماد السلطنه نوشته بودند كه بطور محقق اعليحضرت شهريارى در بهار سفر فرنگستان تشريففرما مىشوند . با عميد السلطنهء طالشى مهندس روانه شد كه راه طالش را درست كرده از گيلان و طالش اعليحضرت تشريف ببرند . براى اين مسافرت و تهيهء آن ، فاضل ولايات و خزانهء مباركه و مبلغى از بانك شاهنشاهى يا بانك روس استقراض شده .