قهرمان ميرزا عين السلطنه
1496
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بود . سبزعلى نايب مظفر الدوله در رقص بود . بارى هرزگى و شرارت عسكر قديمى است . چندين دفعه گرفتار شده و آخر به حيله فرار كرده به چنگ ما هم نيامد . اما تا حال كسى خانهاش را خراب نكرده بود . قريب هزار تومان متجاوز عماراتش قيمت داشت . گفتم صبح هم عمله از تمام دهات برود با خاك يكسان كرده گاو ببرند و شخم كنند تا عبرت ديگران شود . ميوهخانهء زنجان يكشنبه 19 - در درام اطراق بود . مأمور به هر سمت براى دستگيرى عسكر و تابعانش رفت . هواى درام گرم است . ده خوبى است در صورتىكه صاحب داشته باشد و اين اكراد ذليل شوند . زراعت پنبه و برنج خوبى دارد . طارم معادن هم بسيار دارد و الحق جاى مستعدى است . ميوهخانهء شهر زنجان است . تمام ميوهء شهر از اينجا مىرود و چون خيلى زود بهدست مىآيد به قيمت اعلى فروش مىرود . يك قاطر كهر سه سال رعايا و يك قاطر قرهكهر سبزعلى بيك نايب تقديم كردند . دو طاقه شال هم يكى به سبزعلى و يكى به شفيع خان خلعت داده شد . مأمورين عصر و شب مراجعت كرده معلوم شد عسكر و سايرين به طارم سفلى يا كوهستان رفته اثرى از آثارشان نيست . از وقايع مختصرى به شهر عريضه كرده با كبك و انار ارسال شد . دوشنبه 20 شعبان - صبح را از درام حركت كرده حسينعلى خان هم محمد ميرزاى برادر برهان السلطنه را برد كه در پاورود مسكن بدهد . ضمنا تقديمى ابو الحسن ميرزا را هم گرفته بياورد . بنا بود هزارود ده مظفر الدوله برويم ، چون يك شب درام زيادى توقف كرده هزارود هم تماشائى جداگانه نداشت ، به آب برگفتم بروند . راه زياد است . جاى شكار خوبى بود ، اگر برف كمك و امدادى نموده بود . افسوس نيامده و كبك بالا است . قوش و طرلان ديشب اسب خوشنشان بازشده ، يك كره مهدى خان چركرى را با اسب جهانشاه خانى را مجروح كرده امروز هردو را يدك بردند . پائين هزاررود ناهار افتاديم . نيستان مفصلى بود آتش زده بودند . ما هم دو سه موضع را آتش زده تماشا كرديم . يك قاطر كهر بسيار خوب سه سال رعاياى هزارود تقديم آوردند . قوشچى جهانشاه خان اينجا با كاغذى رسيد . در طارم هم دو قوش بود . هردو را براى امير فرستاده بودم . حالا طرلان مىخواهد و وجود ندارد . آنجا كاغذى به سيد تراب نوشتم اگر دارد بدهد . هوا بهشدت گرم بود . بعد از ناهار سوار شده گردنهء مفصلى بود گذشتيم . راهش خيلى سخت و بد