قهرمان ميرزا عين السلطنه

1490

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اجزاء بيست نفر . تهم صبح دوشنبه 13 از تهم سوار شده يك قاطر نايب منيع الدوله تقديم كرد . اين دهات مال فخيم الدوله رضا قلى خان پسر مرحوم مظفر الدوله بود . چهار ماه قبل فوت كرد . يك دختر دارد . زن منيع الدوله پسر اسعد الدوله است . به قدر صد هزار تومان ماليه به او رسيد ، علاوه شد بر دويست هزار تومان دارائى اسعد الدوله . راه به‌شدت بد بود . من خيلى راه بد ديده بودم از همهء آنها سخت‌تر و صعب‌تر بود . اغلب را پياده آمديم . عبد الصمد ميرزا [ كه ] « عصى » مىگوئيم ، پسر آقاى عماد السلطنه ، در اين سفر خمسه همراه است . در اين سفر هم آورده‌ام . ماشاء الله خوب پسرى است . در كمال خستگى وارد ايج ده مرحوم حاجى ميرزا ابى عبد الله مجتهد « 1 » شديم . ملا محمد بود . همه‌چيز تهيه كرده بود . اطاق قشنگ [ بود ] و چشم‌انداز خوبى داشت . هوا هم ابر [ بود و ] ترشح بارانى شده بود . هوا مثل اواسط بهار بسيار مصفا و خوب [ بود ] . شب خوش گذشت . ارشت صبح سه‌شنبه از آنجا حركت كرده راه كم بود . از ارشت گذشته ، از دست كدخداى مجد الدوله ، رعاياى حاجى ميرزا ابو طالب شكايت داشتند . گفتم گرفتند كه تحقيق و تنبيه شود . رسيديم به رودخانهء قزل‌اوزن . پل نبود ناچار به آب زديم ، خيلى تماشا داشت . آب زياد بود . دو دفعه هم اسب من در آب سرسم زده نزديك بود اسب بيفتد . اسب تقديمى اسعد الدوله را سوار بودم . خوب اسبى است . يك كرهء من هم در تهم ناخوش شد آنجا گذاشتم . باقى كره‌ها را همراه آورده‌ام لاغر بشوند و « چله‌بند » كنيم . ناهار را در چورزه « 2 » خورديم . در اطاق بقدرى مگس بود كه عاجز شديم . عاصم السلطان رئيس ذخيرهء خمسه با صارم ديوان آنجا رسيدند . سيد تراب داماد و آدم برهان السلطنه ، ابراهيم ميرزاى مشهور معروف آنجا آمد براى عرض همين . عاصم السلطان و ساير ورثه مأمورى از طهران آمده بود . ابراهيم ميرزا فرارا از دست همين محمد حسين خان ياور كه فرستاده بوديم او را شهر بياورد به طهران رفت . املاك را به تصرف ورثه داديم . اين مأمور تا حال

--> ( 1 ) - بزرگ خاندان شيخ الاسلامى زنجان . ( 2 ) - در فهرستهاى جغرافيايى تازه : چورزق