قهرمان ميرزا عين السلطنه

1483

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كتك خوردن علاء الملك مطلب تازهء بزرگى كه در اين‌جا شهرت تمام دارد و از قرار معلوم راست بايد باشد حكايت كتك خوردن علاء الملك سفير كبير اسلامبول است به‌دست مبارك خود شاه . در پاريس علاء الملك شرفياب شده . شاه فرموده‌اند ما به فرنگستان آمديم خوب نشد به اسلامبول و ملاقات سلطان عثمانى نرفتيم . صدراعظم مىگويد تمام تقصير علاء الملك است . او جواب مىدهد من چه تقصير دارم . من اعلان كردم آنها گفتند سلطان عثمانى اولو الامر است و پادشاه ايران يكى از نواب سلطان حساب مىشود و براى او به قدر خديو مصر پذيرائى مىشود . سلطان استقبال نمىكند ، مشايعت نخواهد آمد . من هم اين‌طور ديدم گفتم اعليحضرت شاهنشاه ايران هم به ملاقات ايشان تشريف نمىآورند . دست به بغل برده كه اين هم اخبار و روزنامه‌هاى عثمانى كه همين مطالب [ را ] در آن درج كرده‌اند . تماما اين كارها به گردن صدراعظم است . شماها كارهايتان از روى قاعده و قانون باشد ، آن‌قدر كثافت‌كارى نكنيد تا ماها در خارج به قدر مقدور كار كنيم . دو سه كلمه صدراعظم مىگويد و او جواب مىدهد . اوقات شاه تلخ شده برخاسته توى سر علاء الملك مىزند و با چوبدست هم قدرى مىزنند . صدراعظم عرض مىكند دست مبارك را صدمه نرسانيد و خودش برخاسته توى سر و كلهء علاء الملك مىزند . بعد از اين مرافعه ديدند بد شده خلعتى به علاء الملك مىدهند و به‌سمت اسلامبول مىرود ، تا طهران تشريف بياورند . هرطور بود مقدمات رفتن شاه را به اسلامبول تهيه بكند و حالا مشهور است كه آنجا هم خواهند رفت . مطلبى هم پيش‌آمده كه ناگزير از رفتن هستند . دوازده هزار نفر قشون عثمانى در سرحد كرمانشاهان اردو زده بعضى زمينهاى متنازع فيه را ضبط كرده و آب رودخانه . . . « 1 » [ را ] برگردانيده به زمينهاى خودشان برده‌اند . به‌زور كه امكان ندارد لاعلاج به تملق شايد كارى بكنند . آن‌وقت كه ايران با عثمانى جنگ مىكرد و متصل فتوحات نمايان مىنمود گذشت . حالا به‌قدرى پست رفته‌ايم كه اندازه ندارد . لذت كتاب خارجى شنبه يازدهم جمادى الثانيه - يك روز در ميان خانهء حضرت و الا مىروم . كارى جز تماشاى كارهاى حضرات نداريم . اوقات زيادى هم صرف كتاب و روزنامه مىشود . مخصوصا من تلافى چهارده ماه شيراز را اين چند وقت درآورده به‌قدرى كتاب و

--> ( 1 ) - جاى اسم رودخانه بياض مانده است .