قهرمان ميرزا عين السلطنه
1456
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ورود به اصفهان - حرفهاى ظل السلطان مختصر از تخت پولاد گذشته از پل خواجو و چهارباغ صدرى و چهارسوق نقاشى به ميدان نقشجهان وارد شده و از آنجا به باغ چهلستون و خدمت حضرت و الا [ رفتيم ] . بعد از طى تعارفات و زبانبازيها صحبت متفرقه به ميان آمد . اما فرمايشات با كنايه بود و در ضمن « 1 » صحبت قسم دادند كه جناب نظام الملك ديگر حكومت نرويد . شما همان شغل موروث خود را خوب نيست ، دست برداريد . شما را چه به حكومت . آن حكومت طهرانتان و اين فارس . شعرى هم خواندند كه انجيرفروش كاسبى خود را بكند بهتر است ، مختصر خيلى صحبت داشتند . به مهندسباشى هم خيلى التفات فرمودند و مشكل تا طهران ديگر حريف او بشويم . آينهخانهء هفتدست مرخصى حاصل كرده از همان راه به اردو « هفتدست » رفتيم . هنگام رفتن ستونهاى ايوان عمارت آينهخانهء هفتدست باقى بود . اين دفعه كه ديديم معلوم شد ستونها و سقف اعلاى عمارت را خراب كرده مصالح و چوبآلات آن را فروختهاند . هركس آن ستونها و آن سقف محكم را ديده بود مىداند كه وحشيگرى كرده و چقدر مورد ملامت و سرزنشاند . دوشنبه 14 محرم - تاسوعا و عاشورا را كه حركت صحيح نبود . اين دو روز را هم براى تهيهء مال اقامت شد . هواى اصفهان بسيار خوش است . حاصل از همه قسم خوب آمده ، لله الحمد همه خوشحالاند . آب زايندهرود فى الجمله امسال كم است . روز عاشورا به شهر رفتيم . ابدا خبرى نبود . هيچ اين سمتها عزادارى به مثل طهران نمىشود . نقاشيهاى آقا صادق دو مرتبه جلفا رفته كليساى بزرگ شاه عباسى را تماشا كرديم . در يكى از آنها نقاشى اعلى بود كه تمام كار آقا صادق نقاش معروف است . خليفهء ارامنه فرستاد دعوت به ملاقات كرد . قبول كرده نزد خليفه رفتيم . تا وسط اطاق استقبال كرد ، دست داد . فرانسه ، انگليسى ، تركى اسلامبولى را بسيار خوب تكلم مىكرد . يك سال و نيم است مأمور ايران شده . خيلى از ايرانيها و ادب و انسانيت آنها تعريف كرد و مىگفت در هر جاى عالم كه ايرانى ديدهام مؤدب و معقول بوده و از ساير اقوام و ملل جنسا باتربيتتر است .
--> ( 1 ) - در متن « ذيل » است .